۱۰۱: سونامی مهاجرت! قسمت اول

alone_in_the_crowd_by_cunny1988

مهاجرت پدیده ییه که بسیاری از اعضای این گروه اون رو تجربه کرده و یا خواهند کرد. بنابراین٬ خواسته و یا ناخواسته٬ با تبعات آن روبرو شده و یا خواهیم شد. احتمالا زمان زیادی نخواهد گذشت که متوجه خواهیم شد دوری از خانه و خانواده به عنوان مشکل عمده مهاجرت ساده انگارانه و غیر واقع بینانه است. در حقیقت٬ همانطور که امیدوارم در ادامه بحث روشن شود٬ این پدیده چنان “خانمان برانداز” و زیر و رو کننده ساختار زندگی است که عدم مشاهده واضح تبعات متعدد آن در زندگی شخص مهاجر موجبات شگفتی است. مهاجرت از دید من بیشتر از آنچه٬  شاید بنابر تصور بسیاری٬ شنا در جریان یک رود آرام باشد٬ سونامی ای است مهیب که چنانچه مهار نشود زندگی شخص را زیر و رو می کند و بنیان آن را به هم میریزد.

یکی از مسائل عمده پیش روی مهاجر آن است که با کوچ از خانه و کاشانه٬ بسیاری از چیزهایی را که برای به دست آوردن آنها در شهر و کاشانه خود تلاش خاصی نکرده و تقریبا خودکار به دست آورده بود را از دست می دهد و برای به دست آوردن هر کدام از از دست رفته ها٬ باید تلاشی آگاهانه را به کار بندد. از این جمله اند:

۱. خانواده و فامیل (که قابل جایگزینی نیستند) ارتباط و وابستگی شدید به خانواده و عدم توانایی در کنار آمدن با این پدیده می تواند به افسردگی منتهی شود.

۲. شبکه دوستان: دوستانی را که در یک فرایند طبیعی و در نتیجه همسایه بودن٬ هم کلاس بودن٬  …. و  “بدون مشقت” یافته اید از دست خواهید داد. شبکه دوستانتان قسمت عمده ای از نیازهای اجتماعی شما را برآورده می کنند. در غیاب چنین شبکه ای٬ که معمولا از افراد با خلقیات و تواناییهای متفاوت تشکیل می شود٬ از لحاظ نیازهای اجتماعی ممکن است به شدت احساس کمبود کنید.

۳. زبان مکالمه و محاوره: به هنگام صحبت به زبان مادری ذهن شما انرژی زیادی را صرف انتخاب کلمات و واژه ها٬ چیدن آنها کنار هم٬ چک کردن گرامر٬ و آزمودن معنای نهایی نمی کند. با این وجود٬ در اغاز ورود به کشوری دیگر٬ مقدار زیادی از انرژی شما به “تلاش برای صحبت کردن” خواهد گذشت. عدم فهمیده شدن شما٬ و عدم توانایی حضور موثر از بحثهای دوستانه گرفته تا جلسات علمی از جمله تبعات عدم تسلط به زبان کشور مقصد است.

۴. قوانین متفاوت: در شهر و کشور خودتون بدون اینکه آموزش خاصی دیده باشید٬ دید کلی نسبت به اینکه چیزها (کار اداری٬ خرید کردن٬ دریافت ها و پرداخت ها٬ قوانین مربوط به هر چیز) چه جوری کار می کنند دارین. با این وجود٬ دنیای جدید قوانین جدیدش را هم به شما تحمیل خواهد کرد. شما که در شهر خودتون از عهده همه امورات بر ی آمدین٬ اکنون باید لاک پشت وار به مشاهده و جذب قوانین جدید بپردازین. قوانین و مقرراتی که که خیلی هاشون هم با عقل سلیم شما جور در نمی آید!

۴. محیط جدید:‌ ساختمانها و خونه ها و طراحیها و خط کشی ها و مراکز خرید و …. همه و همه ممکنه به نظرتون جذاب و دیدنی بیان. با این وجود باید در نظر داشته باشین که ذهن و روان شما برای سالیان سال به خیابونها و کوچه ها و محله ها و ….ی کاملا متفاوتی عادت کرده و برای زندگی در اونها بهینه شده. بنابراین٬ محیط جدید همچنان که جذاب ممکنه باشه٬ دل مشغولیهای خودش رو هم خودآگاه و یا ناخودآگاه در ذهن به وجود خواهد آورد.

۵. غذا: تنها مساله شما این نخواهد بود که خارجیها ممکنه برگر رو به قرمه سبزی ترجیح بدن. بلکه خیلی وقتها موادی که به وفور در شهر و کشور خودتون پیدا می شه رو ممکنه گیر نیارید و یا به سختی پیدا کنید. در عین حال خیلی از موادی هم که بدانها دسترسی خواهید داشت مزه کاملا متفاوتی دارند٬ مانند میوه٬ گوشت و شیرینی جات. هر چند در طولانی مدت به مزه های جدید عادت می کنید و از آنها لذت هم خواهید برد٬ با این وجود در ابتدا خیلی احتمال داره که مجبور شین یه چیزی به خورد خودتون بدین که فقط گشنه نمونین. این مساله در مورد خانمها جدی تره.

۶. تنهایی: این تنهایی علاوه بر تنهایی هست که از نبودن کنار خانواده و دوستان نشات می گیره. این تنهایی به دلیل عدم توانایی شما در وصل شدن به محیط جدید و در نتیجه مسايل مطرح شده در ۳و۴و۵ در بالا ناشی میشه. در حقیقت شما پی می برید تنهایید (تنهایی شماره ۱ به خاطر دور بودن از خانواده و دوستان) و کاری هم براش نمی تونید بکنید (تنهایی شماره ۲ که اینجا مد نظره.)

به غیر از موارد بالا که خواسته یا ناخواسته در ایران از موهبت وجودشون برخوردار بودین و در خارج از کشور ناخواسته از دستشون می دین٬ باید منتظر مسائل دیگه ای هم باشین:

۲. ازدواج: اکثر جوامع ایرانی در خارج از کشور جوامع یا (community) های کوچکی هستن که شانس انتخاب در اونجا برای شما به شدت کاهش پیدا می کنه. در عین حال جابجا شدن در طول زندگی حرفه ای و کاری از شهری به شهری دیگر (مخصوصا در کشورهایی مانند امریکا)  روال مرسومی به حساب میاد. بنابراین احتمال اینکه بتونید به اندازه کافی انتخابهای مناسب داشته باشین٬  و فرصت مناسب برای فهمیدن و فهمیده شدن رو هم همینطور٬ احتمال بالایی نیست! در عین حال رفتارهای نادرست ممکنه خود این جوامع کوچک و بالتبع شما رو با مشکلات ناخواسته ای مواجه بکنه.

۳. عدم اعتماد به نفس: از دوستان و خانواده به دورین٬ وضع غذایی مناسبی ندارین٬ به زبان مسلط نیستین٬ قوانین رو هم نمی دونید. مجموعه ای از این فشارها ممکنه ناخودگاه سطح اعتماد به نفستون رو پایین یا پایین تر بیاره و توانایی شما رو در به فعل رساندن پتانسیلهاتون در کوتاه و بلند مدت حداقل کنه.

۹. دل نگرانیهای آینده: اینکه فردا چه خواهد شد و به سر رویاهامون چه خواهد اومد سوالیه که جوابش برای ما در محیط جدید٬ که در اون و در شرایطی که دانسته هامون بسیار کمتر از نادانسته هاست٬ به مشکل جدی تری تبدیل خواهد شد.

بسیاری از این مشکلات ممکنه سر راه شما قرار گرفته یا نگرفته باشه. خیلی از ماها به این مسائل عادت می کنیم و باهاشون کنار میایم٬ و خیلی های دیگه راهی برای حلشون پیدا می کنیم.
دنیای تیره ای که این متن رقم زده (که خودم هم خیلی حس خوبی نسبت بهش ندارم)  رو ممکنه حتی یک نفر از ما هم با تمام کیفیتهایی که در بالا توضیح دادم تجربه نکرده باشه با این وجود هر کدام از ما با یک یا چند تا از این مسائل دست و ونجه نرم کردیم. مسايلی که خوشبختانه راه حلهای مشخصی هم دارند که چون مطلب طولانی شد٬ در قسمت دوم بدان خواهم پرداخت!