۹۲: کمک بخواهید!

Help
کسانی که برای ادامه تحصیل و یا به هر دلیل دیگه ای از ایران خارج میشن با مشکلات بی شماری دست و پنجه نرم می کنند و تصور اینکه عمده مشکلاتشون تنها دوری از خانواده و دوستان است تصوری است خام و بسیار دور از واقعیت. با ورود به یک کشور به دلیل تغییرات فرهنگی٬ زبان و جغرافیای متفاوت و کلا به دلیل اینکه جهان جدید بر اساس قوانین متفاوتی کار می کند ساختار ذهنی مهاجر در هم میریزد. بازسازی این ساختار٬ یافتن نظم ذهنی و انطباق با محیط پیرامون زمان و انرژی زیادی می طلبد.  صرف حضور در دانشگاه و پیدا کردن چند دوست انگلیسی زبان و گرفتن واحدها و ثبت نام برای درسها و حضور در برنامه های مختلف چنانچه آگاهانه صورت نگیرد کمک شایانی به پروسه ساختن این ساختار جدید ذهنی نمی کند و تنها همانند داده هایی تحلیل نشده جایی در ذهن برای خود دست و پا می کنند.

به عنوان یک مثال ساده٫ در مقایسه با ایران در امریکا  مدل پرداخت های مالی شما عوض میشه٬ بانکها با مقررات متفاوتی کار می کنند٬ به جای بقالی های سر کوچه باید به مراکز بزرگ خرید مواد غذایی برید٬ خیابانهای پر ترافیک و شهرهای شلوغ جای خودشون رو به شهرهای بزرگ و کوچک اما معمولا کم جمعیت می دن. غذاها و خوراکیها مزه متفاوتی دارند. یافتن مسکن و قوانین و قرارداداهای حاکم بر اون٬ خرید ماشین٬ انجام دادن تکالیف و پروژه های دانشگاهی٬ نوع ارتباطات دانشجو با محیط٬ دانشجو با استاد٬ دانشجو با دانشجو و … متفاوت خواهد بود.

دینها و مذاهب متفاوتی رو با عقاید گهگاه متضاد می بینید که به نوبه خود باعث طرح سوالهای جدیدی برای شما می شوند و بسیاری از اوقات به بازبینی افکارتون منجر. در معرض انواع و ااقسام رسانه های نوشتاری و گفتاری قرار می گیرید و دامنه انتخاباتتون به شدت گسترش پیدا می کنه. تعدد رسانه ها و قدرت تبلیغاتی اونها شما رو در معرض انواع و اقسام دیدگاهها . مطالب قرار میده. مطالبی که به هر حال از ذهن شما انرژی خواهد گرفت.

شبکه دوستی که برای بنای آن به آرامی سالها وقت گذاشته اید و حصار محافظ خانواده را ترک و به سرعت با تعداد زیادی از ایرانیهای جدیدی آشنا می شوید که به دلایل مشابه شما در کنارتان قرار می گیرند. به طور طبیعی و به دلایل مختلف بسیاری از این آشنایی ها با وجودیکه زمان و انرژی زیادی برای آنها صرف می کنید دیری نمی پایند. این مساله وقتی بغرنج تر می شود که این حقیقت را نیز در نظر بگیرید که بعد از از فارغ التحصیلی  با هر تغییر شغل (که امر بسیار رایجی است) به شهر یا مکان جدیدی نقل مکان کنید و مجبور یاشید دوستان قدیم را ترک و دوستان جدیدی بیابید.

در کنار این مسايل بی شمار که باید برای هر کدام راه حلی بیابید٬ استرس های فضای جدید (که معمولا ناشی از نادانسته های بسیار پیرامون است) به همراه دوری از خانواده و … می تواند منجر به افسردگی های کوتاه و بلند مدت شود. به همه اینها زبان رو اضافه کنید که حداقل در ماههای اول مشکلاتی رو برای ارتباط موثر و مفید با پیرامونتون به وجود میاره و مدتهای مدیدی ادامه خواهد یافت چنانچه در پیرامونتون زبان غالب چیزی غیر از انگلیسی باشه.

نتیجه آنکه ساختار ذهنی و عادتهای جدید نیازمند اتفاقات جدید و تجربه های نوی هستند  که گهگاه زمان زیادی می برند تا شکل بگیرند.

خلاصه مطالب بالا آنکه نتیجه دست و پنجه نرم کردن با تمامی مسائل بالا به مشکلات عدیده و ضرر و زیانهای روحی و مالی می انجامد. ضرر و زیانهایی که جلوی مقدار زیادی از آنها را می توان با مشاوره با دوستان و اطرافیان و آشنایان و حتی غریبه های پیرامون گرفت. بنابراین به عنوان یک اصل پذیرفته به خود بقبولانید که شرم و تعارف و غرور را کنار گذاشته و از دیگران کمک بگیرید. همین!