١١٢: چهل آموزه براي شاد بودن

Happy

امروز ٤٠ ساله شدم.

براي اينكه وحشت نكنم به يكي از كارهاي مورد علاقه م پرداختم: تهيه كردن يه ليست از ٤٠ تا آموزه  در مورد چيزهايي كه براي شادكامي مهمند.

پاراگراف بالا از مقاله اخير ناتالي كوگن ه كه چهار سال پيش application شادتر يا happier رو وارد بازار كرد كه در اون مردم لحظه هاي شادشون رو ضبط مي كنند و در صورت تمايل با ديگران به اشتراك مي گذاشتند.

ناتالي ٤٠ آموزه ش رو با موارد پايين شروع مي كنه:

١. همه چي در عشق ورزي خلاصه ميشه.

٢. پيراهني كه دوسش داسته باشي بهتر از پنج تا پيراهن ديگه س كه فقط به خاطر قيمت پايين خريديشون.

٤. منتظر كسي نباش تا همه عشق و محبتي رو كه مي خواي نثارت كنه. كسي نمي تونه برات همه چيز باشه اما بعضي ها مي تونن برات ” خيلي ” باشن. قدرشون رو بدون.

٥.  شكست آزار دهنده ست. اما بزرگترين موفقيتها معمولا نتيجه شكستها هستند اگر به خاطر بسپاري كه شكستها نه دائمي كه گذرا هستند و رخدادهايي كه در مسير موفقيت برات پيش ميان.

۶. وقتی که در مورد چیزی دو دلی٬ به پیاده روی برو.

۷. شادی به معنای نبود احساسات منفی نیست. عدم توانایی در شاد زیستن به دلیل غصه داشتن یا عصبانی بودن نیست. به احساسات منفیت اجازه بروز بده با این وجود لحظه های کوچک شادی و مهربانی را٬ حتی اگر برای دیدنشان مجبور به پاک کردن اشک هایت باشی٬ از دست مده.

و ….

ادامه آموزه هاي خواندني ناتالي رو از اين لینک بخوانید.

۱۱۰: بررسی ادعاهای بنگاههای مشاوره

mo
تعداد موسسات مشاوره برای ادامه تحصیل به خاطر تعداد علاقمندان و پرطرفدار بودن ادامه تحصیل نه در ایران بلکه در تمامی کشورها از جمله چین و هند رو به فزونی است. با این وجود به دلیل ارتباطات محدود علاقمندان و مراکز آموزشی ایرانی به مراکز آموزش عالی در سایر کشورها و عدم آشنایی به قوانین و سیستمهای آموزشی خارج از کشور از یک طرف وعدم وجود اطلاعات شفاف به زبان فارسی٬ تعداد زیادی از این موسسات با دادن وعده های تهی و یا توصیفهای نادرست٬ و بدون دادن هیچ گونه تضمینی در مورد اعتبار ادعاهایشان و همینطور با ارائه آمارهای گمراه کننده در مورد موفقیتهایشان٬ فضایی مسموم به وجود آورده اند که دود آن تنها به چشم متقاضیان می رود.
 
در این راستا ابتدا به بررسی ادعاهای چندین موسسه مشاوره در داخل کشور پرداختم که مطلبی از آن در گذشته در همین گروه به سمع و نظر شما رسید. با این وجود تعداد این موسسات بسیار زیاد و عدم شفافیت در مورد آنها چنان بالاست که تصمیم گرفتم در یک پست به جای بررسی یک به یک این موسسات به نقد اطلاعات و وعده های داده شده از طرف آنها بپردازم تا برای خواننده گروه مشخص شود به کدام یک از این وعده ها می شود اطمینان کرد و کدام یک را باید نادیده گرفت.
 
امیدوارم فرصت فراهم شده برای آن دسته از متقاضیان که علاقمند به استفاده از این موسسات هستند مفید واقع شود تا با بررسی نوشته های اینجا موسسات معتبر را از سودجو تشخصیص دهند.
 
بنابراین در مورد آنچه از آنها شنیده اید٬ در قسمت کامنتها بنویسید و یا به من پیغام بدهید و یا با s.shafei@gmail.com
تماس بگیرید. مطالب شما بدون ذکر اسمتان در این صفحه به بحث گذاشته خواهد شد.

۱۰۷: ۸ کاری که هر روز قبل از ۸ صبح باید انجام دهید!

morning-rituals-2-630x372

 

بنجامین هاردی در مطلبی خواندنی به بررسی ۸ عادتی می پردازه که انجام دادن اونها قبل از شروع کار روزانه به شما انرژی می ده و کمک می کنه تا روز رو شادتر٬ با انرژی تر و هدفمند آغاز کنید. در عین حال انجام این عادتها برای انتقال از ذهنیت  “یه روز دیگه رو سپری کردن” یا اونچه که اون survival mode اسمش رو میزاره به ذهنیت خلاق و هدفمند سودمند خواهند بود.

خواب کافی٬ نیایش٬ meditation یا تمرکز٬ فعالیت بدنی یا ورزش کردن٬ مصرف پروتئین٬ دوش آب سرد٬ گوش دادن به مطالب انگیزه زا٬ مرور اهداف٬ و انجام دادن حداقل یک کار که شما رو در رسیدن به اهداف طولانی مدت ترتون یاری کنه این هشت مطلب هستند.

به لیست آیتمها اکتفا نکنید و توضیحات جالب بنجامین رو در این نوشته بخونید.

 

 

۱۰۶: نویسنده شوید!

bigstock-Story-2226743
بعد از سال اول که بار بیشتر نوشتنها به دوش خودم افتاد٬ تصور نمی کردم که برای بیشتر از ۶ ماه بشه نوشته هایی اماده کنم که واقعا ارزش نوشتن و خونده شدن داشته باشن. می شد از اماده کردن مدارک شزوع کرد و تا به انتهای پروسه apply رو توضیح داد: همین! با این وجود طولی نگذشت تا متوجه شدم که در پروسه career development هم به مانند personal development پروسه ای دائمی و همیشگی است که در هر مرحله با مسايل متنوعی باید دست و پنجه نرم کرد.
 
در دوسال گذشته بیشتر از ۱۰۰ مطلب روی گروه به اشتراک گذاشتم و این مجزای از همه عکسها و مطالبی بوده که شماره نخوردن٬ کامنتهایی که گذاشته شده و یا پرسش و پاسخهایی که در جاهای مختلف online و offline اتفاق افتاده.
 
خوشبحتانه علاوه بر تعداد زیادی از اساتید جوان و صاحب رای که در گروه حضور دارند و به غنای گروه می افزایند٬ خود شما هم در هر مقطع تحصیلی که هستید بدون شک از تجربه های گرانبهایی برخوردارید که به اشتراک گذاشتن اونها می تونه راه گشای بسیاری باشه. برای مثال در همین گروه عادله از ماجرای پذیرشش نوشت٬ مهناز از گرفتن internship صحبت کرد٬ تارا و علیرضا از دانشگاههای محل تحصیلشون نوشتن٬ و بسیاری دیگه به انحا مختلف به اشتراک دانسته هاشون پرداختن. 
هدف از این مطلب اینه که از شما هم دعوت کنم تا نوشته هاتون در مورد موفقیت تحصیلی و عوامل مرتبط با اون رو با بقیه به اشتراک بزارین. در این امر
۱. در صورتیکه تمایل ندارین٬ اسمتون برده نخواهد شد.
۲. برای اطمینان از ارتباط نوشته تون با گروه می تونید با من تماس بگیرید.
۳. در عین حال برای اماده سازی متن نهایی و یا بحث در مورد ایده هایی هم که دارید می تونید با من در تماس باشین.
امیدوارم نوشته های شما باشه که به گروه در ۲۰۱۶ معنایی متفاوت بده.
 

۱۰۵: نمونه یک Statement of Purpose خوب!

sopStatement of Purpose زیر رو با کمک عزیزی که قبول کرد تا همه زحمتی که به پای این SOP کشیده رو یک جا تقدیم خواندگان گروه کنه نوشتیم. حدود ۱۰-۱۵ بار این نوشته بینمون دست به دست شد٬ کارای هم رو نقد کردیم٬ بحث کردیم٬ و خلاصه روش کار کردیم تا اون چیزی بشه که شخصا خیلی می پسندم. نمونه اون رو اینجا میزارم و باز هم از عزیزی که با گذاشتن این نوشته موافقت کرد تشکر می کنم. یادآوری کنم که

۱. یکی از دلایلی که این SOP رو دوست دارم اینه که کاملا شخصیه. با خوندنش هر کسی متوجه میشه که نوشته واقعا در مورد یک شخص خاص صحبت می کنه و کپی SOP های دیگه نیست.

۲. قاعدتا مثل هر کار دیگه ای خالی از اشکال نیست.

۳. با این وجود تصور می کنم اتفاقا اگر اشکالی داشته باشه هم جزو نقاط قوتش به حساب میاد به این دلیل که نشون میده کار کسیه که در این راه پا گذاشته و برای نوشتن و آماده کردنش تلاش کرده نه اینکه برای مقال صرفا جملات مختلف رو از نمونه های online به هم چسپونده باشه.

My computer was my close friend when I was a teenager and I used to spend hours playing games or watching movies. One of the movies that I really enjoyed was “Hackers (1995)”. I was surprised how much knowledge the hackers need to have about computer science. That incident motivated me to learn more about hackers and their world.

I started by reading ““How Hackers control your network”” that I borrowed from the public library of my hometown. I had limited knowledge about computers and network architecture and did not understand many of the terms and concepts in the book. I felt to become like one of the hacker heroes in the movie I need to be more knowledgeable about their world. Enjoying their extraordinary skills, I started learning about the different subjects in Computer Science.

A childhood dream that started with a movie led to a passion for computer science and cyber security which later I continued in Academia as an undergrad and graduate student. During my education I have gained deep knowledge about computer software, programming, network and computer architecture. Combining these branches of knowledge with security science, such as software vulnerabilities and network security has enabled me to understand how hackers exploit the vulnerable systems.

During the day, almost everything I do directly or indirectly is related to the field of security. I work as a senior security researcher in a private R&D Company. In my personal weblog [], my [] team weblog ([].github.io), and my Facebook and Twitter accounts, all I talk about is security. In my free time I participate in security contests such as [] competitions and solve security challenges. Most of my close friends work in the security industry. I prefer listening to a podcast on security issues than music! Information security has become an inseparable part of my life and I am deeply passionate about it. I feel great when I find vulnerabilities in software and systems that others have not seen.

I know C/C++, PHP, JavaScript, Assembly, Python, TCL and .Net based programming languages and have passed advanced courses like Advanced Operating systems, Advanced Computer Networks and Advanced Computer Architecture. I have also obtained CIW certification for web design and programming that requires passing a 580-hours coursework. Furthermore, I have taken extracurricular courses such as CCNA, MCSE 2003, Linux+, CWNA, Security+ and Network+. It is worth mentioning that I have received Advanced Malware analysis certification from Sharif University of Technology. Besides, I work and research on routing protocol security, secure routers and their vulnerabilities as a researcher where I work on Cisco IOS architecture.

I have always been curious about different aspects of security. For this reason I decided to do my Master thesis about [] aiming at merging data-mining methods with my work experience. I managed to publish 2 papers about Malware detection in international conferences. Furthermore, I have participated in many Hacking competitions such as [] contests to challenge my knowledge. Currently I am a senior member of [] team, one of the top Iranian teams and have received several awards in local competitions with [] and [] teams including [] and [] competitions.

After several years of experience in security, I have decided to further explore the field and continue my studies as a PhD student. I believe that the current security mechanisms are not sufficient and we need more intelligent systems like Anti-virus or IDPS that work based on machine learning instead of signature matching and would like to use my academic knowledge combined with my experience in industry in order to make more intelligent and secure systems.

In addition to the great reputation of the [] department of computer science, I also got to learn about the security research group via participating in [] 2014. In particular, I am quite excited about the work of Prof. []’s group, projects and publications. In fact, my Master thesis method overlaps with one of their current projects that is called []. I strongly believe [] is the best place that can help me become a better security scientist and eagerly look forward to be a part of [] academic community.

[SIGN AND DATE]

۱۰۴: خطاب به اساتید توصیه نامه نویس!

Female scientist

اساتید گرامی و بزرگوار دانشگاههای داخل ایران:

فصل apply که شروع میشه معمولا دانشجوهای علاقمند به اقدام برای ادامه تحصیل در خارج از ایران با دردسرهای زیادی دست و پنجه نرم می کنند. جدای از درسهای طول ترمشون باید برای امتحانات زبان و GRE اماده بشن٬ CV شون رو درست کنند٬ اساتید و دانشگاههای مقصد رو شناسایی کننند و با اونها مکاتبه انجام بدن٬ مرخصی سربازی جور کنند٬  ریز نمرات بگیرند و… ضمنا درسته که بسیاری از دانشگاهها یک روال رو برای اخذ دانشجو در پیش می گیرند با این وجود معمولا  هر کدام هم درخواست هایی جداگانه دارند که ممکنه با چیزهایی که بقیه دانشگاهها از دانشجو می خوان متفاوت باشه که این هم خود به دردسرها اضافه می کنه. آخر سر و پس از پشت سر گذاشتن هفت خوانهای متعدد با شما تماس می گیرند و به دفتر شما میان تا از شما که باهاتون کار کردند و یا درسی باهاتون داشتند درخواست توصیه نامه کنند.

در عین حال بر کسی پوشیده نیست که توصیه نامه یا recommendation letter مدرکی است که معمولا برای موسسات خارج از کشور استفاده میشه و ما ممکنه در طول زندگی حرفه ایمون در داخل موسسات ایران احتیاج چندانی به اونها نداشته باشیم. همینطور نوشتن در مورد یک دانشجو به صورت رسمی (formal) و به یک زبان دیگه هم دردسرهای خاص خودش رو داره. در عین حال کاملا آگاهم که نوشتن توصیه نامه برای چند دانشجو وقت زیادی رو ممکنه از شما بگیره. شمایی که با تمام مشکلات و مشغله هایی که دارید جانانه به تولید دانش می پردازید و شاگردانی تربیت می کنید که خواهان بسیاری در دانشگاههای خارج از کشور دارند.

در گذشته به صورت داوطلبانه و اکنون بیشتر در قالب مشاوره ۲-۴ توصیه نامه رو در طول هفته بررسی می کنم٬ روشون کامنت می زارم  و برای تغییرات بیشتر پس می فرستم. با توجه به تعداد زیادی از این نامه ها که به دستم میرسه باید متاسفانه اذعان کنم که در اکثر قریب به اتفاق موارد اشکالات فراوانی به توصیه نامه ها٬ که معمولا برای دانشجویان بسیار توانایی هم نوشته میشه وجود داره. با توجه به در نظر گرفتن این نکته که توصیه نامه از مدراک مهم برای apply است و بسته به رشته و گرایش و گروه تحقیقاتی ممکنه وزن بسیار زیادی در پروسه قبولی یا رد دانشجو داشته باشه تصمیم گرفتم این مطلب رو خطاب به شما حضرات عالی بنویسم تا شاید در اقدامی دسته جمعی و با استفاده از تجارب این ور آبی ها و آن ور آبی ها٬ و با پیروی از یک سری قوانین کلی٬  اون ها رو به صورتی در بیاریم که کمک کنند تا دانشجویان مستعد ایرانی و تواناییهاشون بهتر به مجامع علمی دنیا و مشخصا گروههایی که مسئول بررسی پرونده های دانشجویان هستند شناخته بشن و تواناییهاشون به طرز شایسته تر و منصفانه تری سنجیده بشه.

به همین دلیل در اینجا به یادآوری نکات خیلی کلی می پردازم که رعایت اونها قدرت بسیار بیشتری به یک توصیه نامه می ده و شانس قبولی شاگردان شما رو در مراکز برجسته بین المللی تا حد زیادی بالا می بره و بدین وسیله امکان استفاده از امکانات تحقیقاتی و علمی رو در اختیار گستره وسیع تری از ایرانیان توانای امروز و متخصصین آینده قرار می ده.

۱. توصیه نامه ها مهمند و به اندازه اهمیتشون باید بهشون بها داده بشه: باور کنید که آنچه شما می نویسید ملاک مهمیه و ممکنه با نوشته های اساتید دیگه برای دانشجویان دیگه سنجیده بشه. به عنوان یک مدرک مهم که ممکنه سرنوشت دانشجوی شما رو عوض کنه به توصیه نامه نگاه کنید و چنانچه برای نوشتنش موافقت می کنید براش زمان مناسبی هم اختصاص بدین.

۲. یک راه ایده آل برای نوشتن توصیه نامه اینه که از کارهای مهمی که دانشجو انجام داده و شما رو ممکنه به هر دلیل٬ کم یا زیاد تحت تاثیر قرار داده باشه نت برداری کنید و جایی نگه دارین تا در زمان مقتضی از اونها استفاده کنید. با وجودیکه این امر برای دانش آموزان کلاستون امکان پذیر نیست اما برای دانشجویانی که مستقیما با شما کار تحقیقاتی انجام میدن امکان پذیره. البته همیشه می شود به حافظه هم استناد کرد.

۳. موقع نوشتن این مساله رو در نظر داشته باشین که کمیته بررسی کننده مدارک دهها و شاید صدها توصیه نامه دیگر را هم دریافت خواهد کرد و نوشته شما با آنها مقایسه خواهد شد. بنابراین تکرار بعضی از لغتها یا استفاده از یک توصیه نامه برای چندین دانشجو ثمری برای آنها نخواهد داشت.

۴. مهمترین نکته اینکه از ردیف کردن سرسری یک سری صفات برای دانشجویتان بدون استناد به مثال یا داستانی که شاهد مدعای شما باشد پرهیز کنید. به دو نمونه زیر دقت کنید:

مثال ۱: مریم دانشجوی مستعد٬ توانا٬ کاربلد٬ متفکر مستقل٬ خوش فکر٬ با تواناییهای متفاوت٬ و درک بالایی از تحقیق است که دارای تواناییهای ارتباطی قوی است و همه از کار با او راضی هستند. او متعهد به کارش است و به آن علاقه بسیاری دارد و به نظر من او آدم استثنایی است که در کارش موفق خواهد شد. 

مثال ۲: مریم برای کارش احتیاج به دستگاهی داشت که در موسسات آموزشی ما به فراوانی یافت نمیشه. با این وجود ایشون اونقدر به کارش علاقمند بود که خودش دستگاهی شبیه اون طراحی کرد (حل مساله و خلاقیت) و ساخت (ابتکار) و آزمایشهاش رو با اون انجام داد (محقق). برای ساختن این دستگاه٬ مریم ابتدا در مورد دستگاههای مشابه تحقیقاتی رو انجام داد (روشهای تحقیقاتی) و با متخصصین (استفاده از منابع موجود) در این زمینه مشورت کرد…..

در مثال ۱ یک سری صفات لیست می شن بدون اینکه ابزاری فراهم بشه تا خواننده توصیه نامه همذات پندارانه با نویسنده توصیه نامه به نتایج مد نظر نویسنده یعنی احراز صلاحیت دانشجو برسه. در مثال دوم هیچ صفتی ذکر نمیشه. در عوض به یک شیوه آگاهانه٬ داستانی تعریف میشه تا خود خواننده آگاه (کمیته و اساتید بررسی کننده) از طریق این داستان خودشون به نتیجه گیریهای لازم برسن (عبارات داخل پرانتزها). اگر روزی و روزگاری توصیه نامه هایی مانند ۱ کار می کردن٬ امروزه اثرات توصیه نامه هایی که به شکل مثال ۲ نوشته می شن بسیار بیشترن.

۵. نیازی ندارین تصویر یک آدم کامل رو در توصیه نامه تجسم کنید. آنچه که باید دیده شود توانایی یا پتانسیل انجام کار و تعهد به انجام اونه.

۶. توصیه نامه شما معمولا نباید بیشتر از یک صفحه بشه بنابراین به جای اصرار بر لیست کردن تمامی صفتهای خوب دانشجو به یک یا دو مثال اکتفا کنید و برجسته ترین خصوصیت های دانشجو رو با استناد به اونها توضیح بدین. جمیع صفاتی که در بعضی از توصیه نامه می بینم بیشتر به درد کسانی که ۶۰-۷۰ سال تجربه زندگی دارن می خوره تا دانشجویی که تازه قراره مسیر پر پیچ و خم زندگی تحصیلی و حتی شخصیش رو شروع کنه.

۷. لطفا در نسبت دادن صفتها به دانشجویان دقت کنید: بیان عباراتی مانند دانشجوی من از شیوه های نامعمول تفکر استفاده می کنه٬ یا به این دانشجو تا آخرعمرتون افتخار خواهید کرد و عباراتی از این دست از قدرت توصیه نامه خواهد کاست.

۷. غلطهای تایپی و گرامری: برای هر نوع غلط گرامری و تایپی لطفا حتما نوشته رو دوبار چک کنید.

۸. به کرات دیدم که بسیاری به یک کار معمولی که ممکنه به یک مقاله معمولی (معمولی به معنای بد نیست) هم منتج شده باشه پر و بال می دن و اون رو کار بسیار تعیین کننده ای در سرنوشت اون شاخه از علم نشان می دن. واقعیت اینه که اساتید متخصص با خوندن کار شما و چک کردن ژورنالی که در آن دانشجوی شما به چاپ مقاله پرداخته می تونن به ارزیابی کار بپردازن و چنانچه تعارضی ببینند٬ همچنان که شخصا شاهدش بودم٬ بدون شک قضاوت خودشون رو بر نظر شما ترجیح خواهند داد. بنابراین به یک کار تحقیقاتی و نتایجش به اندازه بها بدین.

۹. شما می تونید به کمیته بررسی کننده مدارک توصیه کنید٬ سفارش کنید یا حتی اکیدا سفارش کنید تا دانشجوی مورد نظر رو با جدیت مورد بررسی قرار بدن یا بهش پذیرش بدن اما نمی تونید بهشون دستور بدین که این کارو بکنن. به معنای افعالی که در انتهای جمله برای تشویق کمیته برای دادن پذیرش به دانشجوتون می دین دقت بفرمایید.

۱۰. نسخه نهایی رو حتما در سربرگ رسمی دانشگاه بنویسید و امضاش کنید.

۱۱. اگه نکته دیگه ای به ذهنم رسید اضافه می کنم.

ممنون از حسن توجه شما!

۱۰۱: سونامی مهاجرت! قسمت اول

alone_in_the_crowd_by_cunny1988

مهاجرت پدیده ییه که بسیاری از اعضای این گروه اون رو تجربه کرده و یا خواهند کرد. بنابراین٬ خواسته و یا ناخواسته٬ با تبعات آن روبرو شده و یا خواهیم شد. احتمالا زمان زیادی نخواهد گذشت که متوجه خواهیم شد دوری از خانه و خانواده به عنوان مشکل عمده مهاجرت ساده انگارانه و غیر واقع بینانه است. در حقیقت٬ همانطور که امیدوارم در ادامه بحث روشن شود٬ این پدیده چنان “خانمان برانداز” و زیر و رو کننده ساختار زندگی است که عدم مشاهده واضح تبعات متعدد آن در زندگی شخص مهاجر موجبات شگفتی است. مهاجرت از دید من بیشتر از آنچه٬  شاید بنابر تصور بسیاری٬ شنا در جریان یک رود آرام باشد٬ سونامی ای است مهیب که چنانچه مهار نشود زندگی شخص را زیر و رو می کند و بنیان آن را به هم میریزد.

یکی از مسائل عمده پیش روی مهاجر آن است که با کوچ از خانه و کاشانه٬ بسیاری از چیزهایی را که برای به دست آوردن آنها در شهر و کاشانه خود تلاش خاصی نکرده و تقریبا خودکار به دست آورده بود را از دست می دهد و برای به دست آوردن هر کدام از از دست رفته ها٬ باید تلاشی آگاهانه را به کار بندد. از این جمله اند:

۱. خانواده و فامیل (که قابل جایگزینی نیستند) ارتباط و وابستگی شدید به خانواده و عدم توانایی در کنار آمدن با این پدیده می تواند به افسردگی منتهی شود.

۲. شبکه دوستان: دوستانی را که در یک فرایند طبیعی و در نتیجه همسایه بودن٬ هم کلاس بودن٬  …. و  “بدون مشقت” یافته اید از دست خواهید داد. شبکه دوستانتان قسمت عمده ای از نیازهای اجتماعی شما را برآورده می کنند. در غیاب چنین شبکه ای٬ که معمولا از افراد با خلقیات و تواناییهای متفاوت تشکیل می شود٬ از لحاظ نیازهای اجتماعی ممکن است به شدت احساس کمبود کنید.

۳. زبان مکالمه و محاوره: به هنگام صحبت به زبان مادری ذهن شما انرژی زیادی را صرف انتخاب کلمات و واژه ها٬ چیدن آنها کنار هم٬ چک کردن گرامر٬ و آزمودن معنای نهایی نمی کند. با این وجود٬ در اغاز ورود به کشوری دیگر٬ مقدار زیادی از انرژی شما به “تلاش برای صحبت کردن” خواهد گذشت. عدم فهمیده شدن شما٬ و عدم توانایی حضور موثر از بحثهای دوستانه گرفته تا جلسات علمی از جمله تبعات عدم تسلط به زبان کشور مقصد است.

۴. قوانین متفاوت: در شهر و کشور خودتون بدون اینکه آموزش خاصی دیده باشید٬ دید کلی نسبت به اینکه چیزها (کار اداری٬ خرید کردن٬ دریافت ها و پرداخت ها٬ قوانین مربوط به هر چیز) چه جوری کار می کنند دارین. با این وجود٬ دنیای جدید قوانین جدیدش را هم به شما تحمیل خواهد کرد. شما که در شهر خودتون از عهده همه امورات بر ی آمدین٬ اکنون باید لاک پشت وار به مشاهده و جذب قوانین جدید بپردازین. قوانین و مقرراتی که که خیلی هاشون هم با عقل سلیم شما جور در نمی آید!

۴. محیط جدید:‌ ساختمانها و خونه ها و طراحیها و خط کشی ها و مراکز خرید و …. همه و همه ممکنه به نظرتون جذاب و دیدنی بیان. با این وجود باید در نظر داشته باشین که ذهن و روان شما برای سالیان سال به خیابونها و کوچه ها و محله ها و ….ی کاملا متفاوتی عادت کرده و برای زندگی در اونها بهینه شده. بنابراین٬ محیط جدید همچنان که جذاب ممکنه باشه٬ دل مشغولیهای خودش رو هم خودآگاه و یا ناخودآگاه در ذهن به وجود خواهد آورد.

۵. غذا: تنها مساله شما این نخواهد بود که خارجیها ممکنه برگر رو به قرمه سبزی ترجیح بدن. بلکه خیلی وقتها موادی که به وفور در شهر و کشور خودتون پیدا می شه رو ممکنه گیر نیارید و یا به سختی پیدا کنید. در عین حال خیلی از موادی هم که بدانها دسترسی خواهید داشت مزه کاملا متفاوتی دارند٬ مانند میوه٬ گوشت و شیرینی جات. هر چند در طولانی مدت به مزه های جدید عادت می کنید و از آنها لذت هم خواهید برد٬ با این وجود در ابتدا خیلی احتمال داره که مجبور شین یه چیزی به خورد خودتون بدین که فقط گشنه نمونین. این مساله در مورد خانمها جدی تره.

۶. تنهایی: این تنهایی علاوه بر تنهایی هست که از نبودن کنار خانواده و دوستان نشات می گیره. این تنهایی به دلیل عدم توانایی شما در وصل شدن به محیط جدید و در نتیجه مسايل مطرح شده در ۳و۴و۵ در بالا ناشی میشه. در حقیقت شما پی می برید تنهایید (تنهایی شماره ۱ به خاطر دور بودن از خانواده و دوستان) و کاری هم براش نمی تونید بکنید (تنهایی شماره ۲ که اینجا مد نظره.)

به غیر از موارد بالا که خواسته یا ناخواسته در ایران از موهبت وجودشون برخوردار بودین و در خارج از کشور ناخواسته از دستشون می دین٬ باید منتظر مسائل دیگه ای هم باشین:

۲. ازدواج: اکثر جوامع ایرانی در خارج از کشور جوامع یا (community) های کوچکی هستن که شانس انتخاب در اونجا برای شما به شدت کاهش پیدا می کنه. در عین حال جابجا شدن در طول زندگی حرفه ای و کاری از شهری به شهری دیگر (مخصوصا در کشورهایی مانند امریکا)  روال مرسومی به حساب میاد. بنابراین احتمال اینکه بتونید به اندازه کافی انتخابهای مناسب داشته باشین٬  و فرصت مناسب برای فهمیدن و فهمیده شدن رو هم همینطور٬ احتمال بالایی نیست! در عین حال رفتارهای نادرست ممکنه خود این جوامع کوچک و بالتبع شما رو با مشکلات ناخواسته ای مواجه بکنه.

۳. عدم اعتماد به نفس: از دوستان و خانواده به دورین٬ وضع غذایی مناسبی ندارین٬ به زبان مسلط نیستین٬ قوانین رو هم نمی دونید. مجموعه ای از این فشارها ممکنه ناخودگاه سطح اعتماد به نفستون رو پایین یا پایین تر بیاره و توانایی شما رو در به فعل رساندن پتانسیلهاتون در کوتاه و بلند مدت حداقل کنه.

۹. دل نگرانیهای آینده: اینکه فردا چه خواهد شد و به سر رویاهامون چه خواهد اومد سوالیه که جوابش برای ما در محیط جدید٬ که در اون و در شرایطی که دانسته هامون بسیار کمتر از نادانسته هاست٬ به مشکل جدی تری تبدیل خواهد شد.

بسیاری از این مشکلات ممکنه سر راه شما قرار گرفته یا نگرفته باشه. خیلی از ماها به این مسائل عادت می کنیم و باهاشون کنار میایم٬ و خیلی های دیگه راهی برای حلشون پیدا می کنیم.
دنیای تیره ای که این متن رقم زده (که خودم هم خیلی حس خوبی نسبت بهش ندارم)  رو ممکنه حتی یک نفر از ما هم با تمام کیفیتهایی که در بالا توضیح دادم تجربه نکرده باشه با این وجود هر کدام از ما با یک یا چند تا از این مسائل دست و ونجه نرم کردیم. مسايلی که خوشبختانه راه حلهای مشخصی هم دارند که چون مطلب طولانی شد٬ در قسمت دوم بدان خواهم پرداخت!

۹۹: برای گرفتن پذیرش چه نمره GRE باید بگیرم؟

fred

 

با در نظر گرفتن اینکه نمره امتحان GRE عملا مهمترین ملاک (شرط لازم و نه کافی) برای گرفتن پذیرش از دانشگاههای معتبر خارجی و مخصوصا امریکایی است٬ با این وجود گمانه زنیها در مورد اینکه بهترین نمره ای که باید کسب کنید فراوان است. با وجود اطلاعات موثق روی اینترنت باز هم بازار شایعات داغ و یا بی خبری در مورد آن زیاد است. اهمیت نمره GRE و همینطور عدم آگاهی کافی در این مورد باعث شد دست به تحقیق مختصر و مفیدی بزنم تا مشخص کنم که برای پذیرش گرفتن دانشجویان در موسسات مختلف چه نمره ای لازم است. تا زمانی که سیستم GRE عوض نشده باشد و سیستم نمره دهی آن٫ امیدوارم که اطلاعاتی که در اینجا در اختیار شما قرار می گیرد سودمندی خود را حفظ کند.

,بسایت kaptest در این پست به این مساله اشاره می کنه که دانشجویان معمولا در پاسخ این پرسششون که چه نمره ای باید از آزمون GRE بگیرن با دو پاسخ مواجه می شن: یکی اینکه بستگی داره و دومی اینکه هر چقدر بالاتر بهتر! به چی بستگی داره: به رشته تون. سپس به عنوان مثال نمرات GRE پذیرفته شدگان در چند رشته مختلف در چند دانشگاه معتبر امریکایی رو ذکر می کنه با این یاداوری که نمره Verbal که به اختصار اون رو با V  و Quant که به اختصار با Q نشان خواهیم داد بین ۱۳۰ تا ۱۷۰ قرار می گیرند و میانگین اونها هم چیزی ما بین ۱۵۰ تا ۱۵۲ است. نمره  Analytical writing  که به اختصار با AW نشون داده میشه از ۰ تا ۶ است و میانگین آن ۳/۵.

در رشته های مهندسی میانگین نمره پذیرفته شده ها در دانشگاه برکلی:

V: 161

Q: 162

و برای هاوارد:

V: 161

Q: 165

AW: 4.3

این عددها شاید برای شروع بد نباشه اما سایت magoosh پا رو از این فراتر میزاره و با با در اختیار قرار دادن این infograph که اطلاعات زیادی رو در مورد رشته های مختلف در خود داره کمک زیادی به متقاضی می کنه:‌

good_gre_score-800x4940_1.2

برای دیدن نسخه کامل به این لینک مراجعه کنید. تصویر نمرات متوسط٬ خوب و خیلی خوب رو برای گرایشها و رشته های مختلف نشون میده. برای نمره عالی Verbal و Quant در مهندسی شیمی به ترتیب ۱۶۲ و ۱۶۹ هستند (مجموع ۳۳۱). با این وجود چنانچه شما نمره های خیلی خوب ۱۵۵ و ۱۶۳ را بگیرید (مجموع ۳۱۸) همچنان شانس پذیرش بسیار بخوبی خواهید داشت.

این جدول از وبسایت GRE به شما ایده خیلی خوبی از توزیع نمره های Verbal و همینطور Quant برای رشته های مختلف و در بازه زمانی ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۴ رو به دست میده. به عنوان مثال در رشته Materials یا مواد در بخش مهندسی شما می بینید که ۲۰ درصد شرکت کنندگان نمره Verbal شون مابین ۱۵۰ تا ۱۵۴ است و در قسمت Quant حدود ۳۰ درصد نمره ای مابین ۱۶۵ تا ۱۶۹ می گیرند (مجموع ۳۱۵ تا ۳۲۳). بنابراین با توجه به این نمرات باید کسانی که در رشته مواد رقابت می کنند نمره خود را حداقل حول و حوش ۳۱۵ نگه دارند تا توانایی رقابت با بقیه را حفظ کنند.

 

در لینک دیگه ای از وبسایت magoosh شما می توانید به نمره های میانگین نمرات Verbal و Quant امتحان GRE رو به ترتیب رتبه بندی دانشگاهها می تونید ببینید.

برای نمره Verbal رشته های مهندسی این جدول

Screen Shot 2015-10-20 at 6.28.58 PM

 

و نمره Quant همین رشته ها بر اساس رتبه بندی دانشگاهها این جدول رو ببینید:

 

Screen Shot 2015-10-20 at 6.29.09 PM

نگاهی به اطلاعات و بقیه مطالبی که در لینکهای بالا هست می تونه شما رو به یک جمع بندی در مورد نمره ای که برای GRE لازم دارید برسونه. نتایج من به این صورته:

۱. GRE با مجموع زیر ۳۰۰: حتما دوباره امتحان بدین.

۲. GRE بین ۳۰۰ تا ۳۱۰: می تونید ریسکش رو بپذیرید اما توصیه می کنم که شما هم دوباره امتحان بدین.

۳. GRE با مجموع مابین ۳۱۰ تا ۳۱۵: در محدوده معقولی هستید. احتمالا بر اساس نمره GRE بهانه آنچنانی برای رد کردنتون نباید داشته باشن. سعی کنید بقیه مدارکتون مانند توصیه نامه ها یا CV تون به بهترین شکل ممکن آماده شده باشه.

۴. GRE ۳۱۵ به بالا: شانس خوبی دارید و بالای میانگین قرار گرفتین. توصیه می کنم حتما روی بقیه مدارکتون با وسواس کار کنید چون امکان داره پذیرش شما رو ۲۰-۳۰ مرتبه از لحاظ ranking دانشگاهی بهبود ببخشه.

در آخر باید یادآوری کنم که در عین حالی که نمره GRE مهمترین قسمت application package شماست به تنهایی نمی تونه باعث پذیرش گرفتن شما بشه. بنابراین اطلاعات بالا نیابد به غلط تفسیر بشن. (مثلا اینکه در صورت گرفتن نمره ۳۱۵ یا بالاتر حتما انتظار پذیرش داشته باشین.)

۹۸: مشخصات یک ایمیل خوب به اساتید

152599387

 

با وجودیکه در پروسه apply معمولا همه مدارک شما در ابتدا از زیر دست graduate school دانشگاه رد میشه تا اطمینان حاصل بشه که مدارک شما مانند نمره GRE و زبان حداقل های دانشگاه رو برآورده می کنه و دانشجوها سلیقه ای انتخاب نمی شن٬ با این وجود باز هم تاثیرات توصیه یا حمایت یک استاد راهنما می تونه پروسه پذیرش گرفتن رو تا مقدار زیادی به سود شما تغییر بده. بنابراین ارتباط موثر و مفید با اساتیدی که علاقمند به ملحق شدن به گروههاشون هستین لازمه.

امیدوارم در بحثهایی که در مورد networking در گذشته انجام دادم این نکته مبرهن شده باشه که بهترین نوع ارتباط یک ارتباط طولانی و مستمره که مدت زمانی از شروعش گذشته باشه و طرفین در اون به شناخت کافی از هم رسیده باشن. دانشجو از کارهای علمی و در عین حال شیوه کار استاد شناخت پیدا کرده باشه و استاد با تواناییهای دانشجوی علاقمند آشنا باشه. در مطالب آینده در مورد برقراری ارتباط با گروه های علمی خارج از کشور خواهم نوشت.

با این وجود تنها چند ماه مانده به dealdine ها و برای کسانی که این کار رو در گذشته شروع نکردند توصیه بالا خیلی به نظر مفید نمیاد. در عین حال نیاز به برقراری یک ارتباط حرفه ای با گروههای علمی هم چیزیه که نباید به سادگی ازش غافل شد. درسته که طبق مطلب شماره ۶۳  اساتید دل مشغولی های فراوانی دارند و پاسخ دادن به ایمیلهای شما ممکنه از آخرین اولویتهای اونها به حساب بیاد٬ با این وجود ایمیلی که آگاهانه نوشته شده باشه می تونه شانس پاسخ گرفتن رو تا حدود زیادی بالا ببره.

بر اساس تجاربم در مشاوره تحصیلی٬  وقتی که به قسمت شناسایی اساتید و ایمیل زدن به اونها می رسیم٬ سعی کنید ایمیلی که آماده می کنید خصوصیات زیر رو داشته باشه تا از بیشترین شانس پاسخ گرفتن برخوردار بشه:

۱. پیام را کوتاه و مختصر و مفید منتقل کند. خیلی بلند و در عین حال خیلی کوتاه نباشد. (۳ تا ۴ پاراگراف متوسط مناسبه)

۲. به انگلیسی سلیس و روان٬ و بدون غلط گرامری و املایی نوشته شده باشد.

۳. برای هر گروهی که ایمیل فرستاده میشه٬ تاکید می کنم برای هر گروه جداگانه تحقیق صورت بگیرد و حداقل یک پاراگراف از ایمیل بر اساس شناخت و علایق مشترک با گروه مورد نظر نوشته شود. این همون قسمت از ایمیله که استاد مورد نظر رو مطمئن می کنه که گروهش با شناخت انتخاب شده و ایمیل یکسانی به چند صد نفر دیگه فرستاده نشده.

۴. به طور واضح٬ باز هم کوتاه و مختصر٬ تواناییهای مرتبطتان با فعالیتهای تحقیقاتی گروه مورد نظر را بیان کند. در حقیقت قسمتی از ایمیل باید به این سوال پاسخ بده که : جذب من برای گروه شما چه منافعی خواهد داشت؟

۵. با یک نتیجه گیری واضح و مشخص ایمیل به پایان برسد. همزمان چندین سوال نپرسید و برای چندین position یا حالت مختلف تحقیق نکنید. ایمیل شما باید حاوی تنها و تنها یک پیام باشد.

۶. مشخصات خود از جمله ایمیل یا شماره تلفن خود را در آخر ایمیل قرار دهید.

۷. نمرات GRE و زبان خود را قید کنید تا استاد مورد نظر مطمئن شود که شما حداقل نیازمندیها requirement ی دپارتمان آن را تامین می کنید. این نکته هم به استاد اطمینان خاطر می دهد٬ هم این تلقی را به وجود می آورد که شما با مطالعه همه جوانب به تماس با ایشان اقدام کرده اید.

نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید آن است که انتظار شما از اولین ایمیل و مکاتبه امکان برقراری گفتگوهایی باشد که در شما استاد مورد نظر را با تواناییهایتان آشنا کنید و اثر مثبتی از خود به جای بگذارید. در عین حال این روابط می تواند به شناخت شما از امکانات گروه برای رشد علمیتان نیز بینجامد. انتظار گرفتن پذیرش در ایمیل اول نه انتظاری محال اما غیر منطقی است.

۹۶: سرسختها برنده ن!

determinatino wordle

 

استاد راهنماهایی که اذیت و یا حتی تهدید می کنن

استاد راهنماهایی که با دانشجوهاش مثل روبات رفتار می کنن

دپارتمانی که زیر قول و قرارهاش می زنه

دپارتمانی که مسئولان جدیدش حرفهای قبلی ها رو قبول ندارن

مسئولانی که به قوانین مسلط نیستند و به دلبخواه تفسیر می کنن

فاندی که گرفته نشده و proposalی که رد شده

مطالعه ای که برای انتخاب گروه مقصد و در ابتدا به درستی انجام نشده

دوستانی که از سر دل سوزی اطلاعات غلط می دن

فامیلهایی که نمیشه نمیشه هاشون گوش فلک رو کر کرده

تصمیمهای نادرست و دردسر سازی که شخص رو به بیراهه برده

خط اینترنتی که توان پیوست کردن یک فایل ۱۰۰ کیلو بایتی رو نداره

هزینه هایی که مدام بیشتر و بیشتر میشن

خانواده هایی که به تواناییهای فرزندانشون در برداشتن یک قدم بزرگ به دیده تردید نگاه می کنند

تعداد کمی از دشواریهایی بوده که کسانی که در سال گذشته باهاشون از طریق مشاوره در تماس بودم با اونها روبرو بودند. موانعی که در هر قدم بن بستی رو پیش روی ما می گذاشت و خبر از این می داد که کار تمام شده و همه زحمات هدر رفته است. درهایی که بسته می شد٬ و “نه”هایی که گفته می شد در بسیاری وقتها کار رو به نظر تمام شده می رسوند.

در فرایند گرفتن پذیرش٬ معمولا به بچه ها یاداوری می کنم که تمام بسته ای که آماده می کنند (CV که دقیق و درست نوشته میشه٬ مکاتبه هایی که با اساتید انجام میشه٬ نمرات زبان و GRE و معدل٬ یا Statement of Purpose و ….) تنها ۲۰ درصد ماجرا رو در بر می گیره و اتفاقاتی که میفته و خارج از کنترل اونهاست به راحتی ۸۰ درصد کل پروسه رو شامل میشه. ۸۰ درصدی که احتمال تاثیر گذاری ما روش خیلی ناچیزه. در این راه مثال اوضاع وخیم اقتصادی جهان رو می زنم که در سال ۲۰۰۸-۲۰۰۹ باعث شد به علت افزایش آهنگ بیکاری از یک طرف تعداد زیادی برای ادامه تحصیل اقدام کنند و از طرف دیگه به دلیل محدود شدن بودجه ها (خصوصا در دانشگاههای ایالتی) ظرفیتها کاهش پیدا کنه.

با این وجود مصمم بودن بچه ها معیاری بود که به اندازه کافی بهش بها نداده بودم. بیشتر از نمرات خوب GRE یا تلاش برای گرفتن نمره خوب زبان٬ بیشتر از هر CV که با دقت نوشته شد و فراتر از تمام ایمیلهایی که ساعتها وقت نوشتنشون شد تا پاسخی بگیرند یا نگیرند٫ اراده این افراد بوده که درهای موفقیت رو به روشون گشود. در هر بار خوردن به موانع٬ به جای اینکه به خودشون بقبولونن که دیگه کاری نمیشه کرد٬ از خودشون پرسیدن چطور بر مشکل پیش اومده غلبه و از چه راهی باهاش مقابله کنند. اگر دری بسته شد در دیگری رو زدند٬ مطالب جدید یاد گرفتند٬ در نوشتن proposal ها همکاری کردند٬ با دپارتمانهای مختلف مکاتبه کردند٬ امکانات مختلف را سنجیدند٬ در بدترین شرایط مودبانه و محترمانه برخورد کردند و به جای اینکه تمرکزشون رو بر انتقام گرفتن از زمین و زمان و کسانی که موانعی رو ناعادلانه سر راهشون ایجاد کردند بزارند از خودشون پرسیدند قدم بعدی رو چگونه بردارم تا به من در رسیدن به خواسته هام کمک کنه؟  و به این طریق بود که اونقدر از خودشون سرسختی نشون دادند تا برای تقدیر چاره ای جز اجابت خواسته شون باقی نزارن.

در ابتدای سال جدید تحصیلی٬ که در برخی از کشورها شروع شده و در ایران هم به زودی آغاز خواهد شد٬ و در ابتدای سال جدیدی که در اون برای خودمون اهداف جدیدی تعیین می کنیم٬ به یاد داشته باشیم که بیشتر از شرایط و امکانات٬ عامل تعیین کننده در رسیدن به اهدافمون اینه که چقدر بهش باور داریم و برای برآورده کردنش حاضریم چه مرزهایی رو در نوردیم٬ چه موانعی رو جابجا کنیم و چقدر از خود مایه بزاریم. در این راه سرسختی یکی از رموز همه کسانی بوده که با سربلندی و اطمینان قدمهای آینده شون رو بر می دارند.