۹۵: چگونه دیگران را از نتایج تحقیقاتمان مطلع کنیم؟

Business people discussing work on laptop at a meeting

نتایج و یافته های هر پروژه علمی به عنوان یک “محصول” (product) نیازمند معرفی به مصرف کندگان آن است. نتایج کارهای علمی مانند آزمایش های وقت گیر و طاقت فرسا و یا محاسبات و شبیه سازی های جانکاه و دشوار به همراه همه زمانهایی که صرف انجام آنها می کنیم سود و حاصلی نخواهند داشت چنانچه نتایج آنها در اختیار کسانی که از آن استفاد می کنند قرار نگیرد. هر اثر علمي كه به اطلاع جامعه متخصص آگاه به آن قرار نگيرد به مانند شعري خوانده نشده و يا نقاشي ديده نشده است. هر چقدر هم گيرا و چشم نواز، تا خوانده و یا دیده نشود ارزش واقعي خود را نخواهد يافت و به محک تجربه آزموده نخواهد شد.
راههای تبلیغ یک محصول علمی (مقاله٬ کتاب٬ اختراع و … ) چیست و به چه طرقی می توان جامعه علاقمند را از وجود آن آگاه کرد؟ این مطلب به پاسخ به این پرسش می پردازد.
نکات کلی که باید در نظر بگیرید:
۱. جمعیت هدف را شناسایی کنید:
از خود بپرسید این اثر علمی برای چه کسانی مفید است و چه کسانی از آن سود خواهند برد. پاسخ به این سوال جمعیت هدف شما را مشخص خواهد کرد. برای مثال چون شما نیازمند دیده شدن کارتان توسط افرادی که بازخورد مناسبی برایتان نمی توانند فراهم کنند و یا علاقه یا تخصصی در کار شما ندارند نیستید٬ قاعدتا صفحه شخصی شما روی Facebook جای مناسبی برای اطلاع رسانی در مورد آنها نیست.
۲. در مورد جمعیت هدف آسان گیر باشید:
بدین معنا که خود را محدود به عده قلیلی از افراد مشغول به کار در گرایش تخصصی خود نکنید و تمام رشته ها و شاخه هایی را که به نحوی به کار شما مرتبطند شامل جمعیت هدف قرار دهید.
۳. یک اصل کلی: به کار دیگران همانطور اهمیت بدهید که دوست دارید دیگران به کار شما اهمیت بدهند
چرا که همانند شما٬ گروههای دیگر نیز سخت در تلاشند تا یافته های علمی خود را در اختیار جامعه علاقمند بگذارند.
با در نظر گرفتن نکات بالا٬ از راههای زیر (ترتیب تصادفی است و نه بر اساس اهمیت هر روش) برای شناساندن اثر خود استفاده کنید:
۱. Twitter: حساب تویتری باز کنید که مختص گروه شما و فعالیتهای آن است. دقت کنید که تویتر این امکان را به شما می دهد که چند حساب مجزا داشته باشیپ. مطمئن شوید که همکاران و افراد رشته خود را روی تویتر follow می کنید.
۲. Facebook: روی Facebook صفحه (page) برای گروه خود بسازید. افراد یا like کردن این صفحه به مطالب شما دسترسی خواهد داشت.
۳٫ LinkedIn: کارهایتان را روی LinkeIn به اشتراک بگذارید. بدین طریق تعداد زیادی از متخصصین در رشته شما post های شما را خواهند دید.
۴. مقالات خود را بر روی Research Gate قرار دهید. در عین حال سعی کنید هر از چند گاهی در پرسش و پاسخهای مربوز به رشته خود شرکت کنید. اگر به عنوان مثال مقاله ای از شما می تواند پاسخ مفیدی برای پرسش مطرح شده ای فراهم آورد٬ از ارجاع به آن دریغ نکنید.
۵. وبسایت خود را به روز نگه دارید و نتایج کارهای چاپ شده به همراه اخبار مرتبط با آن را به طور مرتب روی آن قرار دهید. یکی از ساده ترین روشها برای آگاه شدن از فعالیتهای شما و گروهتان دسترسی آسان به یک وبسایت مرتب و به روز است.
۶. ویدیو بسازید: به تازگی توضیح یک کار جدید چاپ شده توسط نویسنده ها در ویدیوهایی کوتاه باب شده است. ژورنالهایی مانند The New Journal of Physics از این روش استفاده می کنند.
۷٫ فرستادن ایمیل به مجلات مرتبط: چنانچه فکر می کنید مطلب ارائه شده توسط شما می تواند مورد توجه وبسایت یا شبکه خبری علمی قرار گیرد انها را توسط یک ایمیل با خبر کنید.
۸. Quora با میلیونها کاربر جایی است که در ان مردم به پرسش و پاسخ در مورد موضوعات مورد علاقه اشان می پردازند. چنانچه علاقمندید مطالب خود را به طیف وسیع تری از علاقمندان بشناسانید به سوالات مرتبط به رشته خود در Quora پاسخ دهید.
۹. خبرنامه: برای گروه خود خبرنامه تهیه کنید. این خبرنامه می تواند شامل خلاصه ای از همه کارهای مهم انجام شده در رشته شما باشد که در آن به یافته های جدید علمی خود نیز می پردازید. شاید به نظرتان این روش کهنه و وقت گیر به نظر بیاید با این وجود بسیاری از صاحب نظران آن را توصیه می کنند.
۱۰. اگر در کارتان از جنبه های فراوان بصری استفاده می کنید می توانید برای خود کانال YouTube بسازید و ویدیوهایتان را در آنجا قرار داده و سپس از طریق شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارید.
۱۱. به کار دیگران ارجاع دهید: یکی از بهترین راهای شناخته شدن کارهایتان ارجاع دادن (معقول و منطقی و نه بی دلیل) به کارهای مرتبط دیگران است. بسیاری از گروهها و محقققان با استفاده از امکاناتی مانند Google Scholar یا Web of Science ارجاعات به مقالات خود را کنترل می کنند.

۹۳: لطفا برای یک قرار تلفنی (با من) نکات زیر را در نظر بگیرید!

ringing-phone-clip-art-271264

 

تعداد زیادی از تماسهایی که از طریق ایمیل با من صورت می گیره رو از طریق همون ایمیل میشه پاسخ گفت. با این وجود گاهی اوقات احساس می کنم رد و بدل کردن ایمیل به تنهایی نمی تونه حق مطلب رو ادا کنه و یا اینکه با یک تماس تلفنی راحت تر می شه خیلی از مطالب رو روشن کرد و از اشتباهات احتمالی جلوگیری. بنابراین٬ به غیراز کسانی که برای مشاوره به طور مرتب با هم در تماس هستیم٬ هر از چند گاهی با عزیزان دیگری که با من تماس می گیرند قرار مکالمه تلفنی میزارم. با این وجود و به دلایل مختلف بعضی وقتها استفاده کافی از این زمان برده نمیشه. به همین دلیل٬ و برای کسانی که در آینده با من تماس خواهند گرفت نکاتی رو یادآوری می کنم تا مکالمه مفید تری داشته باشیم:

۱. لطفا وقت شناس باشید: روزهایی که قرار مکالمه تلفنی میزاریم٬ من معمولا در یک بازه زمانی مشخص (که گاه تا ۵ ساعت طول می کشه) زمانها رو به وقتهای ۲۰ دقیقه تا نیم ساعتی تقسیم می کنم که هر زمان اون به شخص خاصی تعلق داره. در صورتیکه به هر دلیل دیر کنید زمان گفتگوی ما کوتاهتر و یا لغو خواهد شد. لطفا از من نخواهید که منتظر وایسم!

۲. وظیفه هماهنگی زمانی با شماست. من معمولا به شما زمان مکالمه به وقت خودم رو اطلاع می دم و از شما انتظار دارم که تبدیل ساعت رو انجام بدین. بنابراین تبدیل ساعت به عهده شماست. عذرهایی مانند “من فکر می کردم که ساعت فلان قرار داریم” یا “تصور می کردم که فلان موقع باید تماس بگیریم” در قرارهای کاری و حرفه ای به هیچ وجه پذیرفته نیست.

۳. وبسایت و همینطور گروه موفقیت تحصیلی برای شناخت از من به اون اندازه که این اطمینان رو به شما بده که گفتگوی ما سازنده خواهد بود یا نه کفایت می کنه. پیش فرض تماس های تلفنی برای گرفتن راهنمایی این هست که شما از من به اندازه کافی شناخت دارید. لطفا از تلف کردن زمان با پرسیدن سوالاتی از این قبیل که من کی هستم٬ چکار می کنم یا اینکه برنامه م چیه خودداری کنید.

۴. چنانچه به هر دلیلی امکان صحبت کردن ندارید (که کاملا هم معقوله و به هر دلیلی ممکنه اتفاق بیفته)٬ تا چند ساعت قبلش به من اطلاع بدین تا وقت من هدر نره و یا اینکه اون رو در اختیار کس دیگه ای بزارم.

۵. لطفا قبل از صحبت با من فکراتونو بکنید ببینید دقیقا در جستجوی پاسخ به کدام سوالاتتون هستید. اگر بخواین موقع صحبت کردنمون فکراتونو جمع و جور کنید مکالمه سازنده ای نخواهیم داشت.

می خوام تاکید کنم که بسیار خوشحال میشم اگر بتونم راهنمایی مفیدی به کسانی که با من تماس می گیرند ارائه بدم با این وجود برای یک مکالمه مفید قواعدی وجود داره که امیدوارم جدی تر بگیریمش.

۹۲: کمک بخواهید!

Help
کسانی که برای ادامه تحصیل و یا به هر دلیل دیگه ای از ایران خارج میشن با مشکلات بی شماری دست و پنجه نرم می کنند و تصور اینکه عمده مشکلاتشون تنها دوری از خانواده و دوستان است تصوری است خام و بسیار دور از واقعیت. با ورود به یک کشور به دلیل تغییرات فرهنگی٬ زبان و جغرافیای متفاوت و کلا به دلیل اینکه جهان جدید بر اساس قوانین متفاوتی کار می کند ساختار ذهنی مهاجر در هم میریزد. بازسازی این ساختار٬ یافتن نظم ذهنی و انطباق با محیط پیرامون زمان و انرژی زیادی می طلبد.  صرف حضور در دانشگاه و پیدا کردن چند دوست انگلیسی زبان و گرفتن واحدها و ثبت نام برای درسها و حضور در برنامه های مختلف چنانچه آگاهانه صورت نگیرد کمک شایانی به پروسه ساختن این ساختار جدید ذهنی نمی کند و تنها همانند داده هایی تحلیل نشده جایی در ذهن برای خود دست و پا می کنند.

به عنوان یک مثال ساده٫ در مقایسه با ایران در امریکا  مدل پرداخت های مالی شما عوض میشه٬ بانکها با مقررات متفاوتی کار می کنند٬ به جای بقالی های سر کوچه باید به مراکز بزرگ خرید مواد غذایی برید٬ خیابانهای پر ترافیک و شهرهای شلوغ جای خودشون رو به شهرهای بزرگ و کوچک اما معمولا کم جمعیت می دن. غذاها و خوراکیها مزه متفاوتی دارند. یافتن مسکن و قوانین و قرارداداهای حاکم بر اون٬ خرید ماشین٬ انجام دادن تکالیف و پروژه های دانشگاهی٬ نوع ارتباطات دانشجو با محیط٬ دانشجو با استاد٬ دانشجو با دانشجو و … متفاوت خواهد بود.

دینها و مذاهب متفاوتی رو با عقاید گهگاه متضاد می بینید که به نوبه خود باعث طرح سوالهای جدیدی برای شما می شوند و بسیاری از اوقات به بازبینی افکارتون منجر. در معرض انواع و ااقسام رسانه های نوشتاری و گفتاری قرار می گیرید و دامنه انتخاباتتون به شدت گسترش پیدا می کنه. تعدد رسانه ها و قدرت تبلیغاتی اونها شما رو در معرض انواع و اقسام دیدگاهها . مطالب قرار میده. مطالبی که به هر حال از ذهن شما انرژی خواهد گرفت.

شبکه دوستی که برای بنای آن به آرامی سالها وقت گذاشته اید و حصار محافظ خانواده را ترک و به سرعت با تعداد زیادی از ایرانیهای جدیدی آشنا می شوید که به دلایل مشابه شما در کنارتان قرار می گیرند. به طور طبیعی و به دلایل مختلف بسیاری از این آشنایی ها با وجودیکه زمان و انرژی زیادی برای آنها صرف می کنید دیری نمی پایند. این مساله وقتی بغرنج تر می شود که این حقیقت را نیز در نظر بگیرید که بعد از از فارغ التحصیلی  با هر تغییر شغل (که امر بسیار رایجی است) به شهر یا مکان جدیدی نقل مکان کنید و مجبور یاشید دوستان قدیم را ترک و دوستان جدیدی بیابید.

در کنار این مسايل بی شمار که باید برای هر کدام راه حلی بیابید٬ استرس های فضای جدید (که معمولا ناشی از نادانسته های بسیار پیرامون است) به همراه دوری از خانواده و … می تواند منجر به افسردگی های کوتاه و بلند مدت شود. به همه اینها زبان رو اضافه کنید که حداقل در ماههای اول مشکلاتی رو برای ارتباط موثر و مفید با پیرامونتون به وجود میاره و مدتهای مدیدی ادامه خواهد یافت چنانچه در پیرامونتون زبان غالب چیزی غیر از انگلیسی باشه.

نتیجه آنکه ساختار ذهنی و عادتهای جدید نیازمند اتفاقات جدید و تجربه های نوی هستند  که گهگاه زمان زیادی می برند تا شکل بگیرند.

خلاصه مطالب بالا آنکه نتیجه دست و پنجه نرم کردن با تمامی مسائل بالا به مشکلات عدیده و ضرر و زیانهای روحی و مالی می انجامد. ضرر و زیانهایی که جلوی مقدار زیادی از آنها را می توان با مشاوره با دوستان و اطرافیان و آشنایان و حتی غریبه های پیرامون گرفت. بنابراین به عنوان یک اصل پذیرفته به خود بقبولانید که شرم و تعارف و غرور را کنار گذاشته و از دیگران کمک بگیرید. همین!

۹۱: آیا من پذیرش می گیرم؟‌!

Wordle Collage

 

دوستان سلام. من لیسانس رشته …. رو در سال …. با معدل …. گرفتم. نمره زبانم …. و نمره GRE من … است. دو تا مقاله در … و ۳ تا مقاله کنفرانسی دارم. می خواستم بدونم آیا به نظر شما میشه با این شرایط پذیرش گرفت؟!

در چند وقت گذشته پستهایی مشابه پست بالا در گروه دفعات دیده شده از طرف دوستانی که علاقمند هستند که خلاصه کارهاشون توسط افراد با تجربه تر مورد بررسی قرار بگیره تا ببینن که شانس برای پذیرش دارند یا نه. در این پست این موضوع رو به تفصیل بررسی می کنیم که شما در چه شرایطی برای گرفتن پذیرش شانس دارین با این امید که راهکاری باشه برای همه کسانی که در آینده اقدام می کنن. قبل از شروع توضیح بدم که در این پست و تمامی پستهای دیگه این گروه منظور از پذیرش٬  پذیرش همراه با fund هست مگر اینکه به طور اخص به چیز دیگه ای اشاره بشه. انواع fund یا شیوه های تامین هزینه دانشجو در گذشته و در پست مستقلی توضیح داده شده (http://shoreshshafei.com/49/).

به طور واضحی و در حالت کلی اگر شما معدل خیلی بالایی دارید (نمرات خیلی خوبی توی درسهاتون گرفتین)٬ نمره toefl و GRE شما از نمرات خواسته شده توسط دانشگاه خیلی بالاتره٬ و مدارک شما مانند CV به خوبی آماده شده و SOP خیلی خوبی نوشتین (با استانداردهای کشوری که براش اقدام می کنید) شانس پذیرش شما خیلی بالاست. بر اساس تجربه شخصیم تعداد قلیلی ار ایرانی ها در این دسته قرار می گیرن. در عکس اون حالت اگر نمره معدل شما خوب نیست (با توجه به آنچه requirement های دانشگاه مقصدتون به حساب میاد)٬  نمره زبان یا GRE شما پایین تر از نمره خواسته شده توسط دانشگاه مقصده٬ و در هیچ زمینه ای برتری خاصی نسبت به بقیه کاندیداها ندارید٬ شانس پذیرش شما صفر نیست اما خیلی خیلی کمه. دسته قلیلی در این گروه قرار می گیرن.

اکثریت دسته سومی هستند بینابین دو گروهی که در بالا بهشون اشاره شد. این مطلب هم به درد همین گروه می خوره. برای اینکه شانس پذیرشتون رو بالا ببرید:

۱. نمرات GRE و زبان (IELTS یا TOEFL) مهترین ملاکهای گرفتن پذیرشن. هر چقدر نمره شما از نمره خواسته توسط دانشگاه مورد نظر بالاتر باشه شانس بیشتری٬ تصاعدی و نه خطی٬ برای پذیرش دارین.

۲. نمرات دوره لیسانس شما مهمه. اگر معدلتون خوبه که چه بهتر. اگر دانشجوی سالهای اول لیسانس هستید که می دونید باید چیکار کنین! اگر معدل خوبی ندارین نمره خوب  GRE  معدل رو جبران می کنه. روشون بیشتر وقت بزارین. اگه لازمه دوباره امتحان بدین.

مهم:  معدلتون رو با روش درست به مقیاس ۴ تبدیل کنید که بهتون ظلم نشه (۱۶ از بیست معادل ۳ از ۴ نیست!).

 

۳. در مورد CV , SOP: اونها  رو در فرمت مناسب و با محتوای مناسب آماده کنین. CV خوب کارتون رو خیلی تسهیل و یک SOP خوب شما رو از بقیه متمایز می کنه. روشون وقت بزارین و سعی کنید تا در کوتاه مدت کار کردن روی CV تون٬ نوشتن یک SOP خوب٬ و تماس با اساتید ممکنه شانس شما رو افزایش بده.

مهم: وقتی از بهینه کردن مدارکتون مانند CV و SOP یا نوشتن ایمیل و تماس با اساتید می گم به این معناست که مدارک شما باید طبق استانداردهای اینجا آماده بشه نه اون چیزی که خودتون فکر می کنید مناسبه. همینطور نامه ای که می فرستید باید برای یک استاد خاص نوشته شده باشه نه اینکه یک نامه رو برای صد تا استاد forward کنید. از mass mail زدن بپرهیزید. 

۴. توصیه نامه: شما احتمالا به ۳ توصیه نامه احتیاج دارین. اگر شما از طرف آدم شناخته شده ای در رشته مورد علاقه تون توصیه بشید شانس پذیرش شما بالا میره. توصیه نامه های بد (کوتاه٬ عمومی و بدون پرداختن به شخص شما و با انگلیسی ضعیف) شانس شما رو کاهش می دن.

مهم: این تنها کاریه که بقیه باید براتون انجام بدن. برای اینکه با خیال راحت بتونید بهترین توصیه نامه ها رو آماده کنید٬ هر چه زودتر باید اقدام کنین. توصیه نامه ها رو به افراد آگاه بدین که بخونن و براتون تصحیح کنن. 

۵. اگه استادی رو می شناسید که بهتون توصیه کرده که برای گروهش اقدام کنید یا اسمش رو در application تون ذکر کنید٬ شانس پذیرش شما بالا میره. اگر سابقه تحقیقاتی مرتبط با یک گروه خاص دارین٬ یا دوستانی دارین که می تونن مورد شما رو به طور مشخص با اساتید دپارتمان مطرح می کنن با اون گروهها یا با اون دوستان تماس بگیرین.

مهم: شناسایی اساتید٬ بررسی کیفیت کارهاشون٬ و ارتباط اصولی رو با اونها تمرین کنید و یاد بگیرید. همیشه این احتمال وجود داره که به ایمیل شما پاسخ داده نشه با این وجود یک ایمیل که خوب نوشته شده باشه شانس پاسخ داده شدن و برقراری یک ارتباط رو افزایش میده. 

خیلی از ایمیلهایی که من شخصا دیدم خامند و بی اثر. یک ایمیل ننوشته از یک ایمیل بی اثر بهتره!

۶. در انتخاب دانشگاهها خیلی دقت کنید. تعداد خیلی زیادی موسسات با کیفیت با اساتید مجرب و امکانات خوب وجود دارند که ما ازشون بی خبریم و همین بی اطلاعی ممکنه به زیان شما و به نفع اون دسته ای تمام بشه که به اونها آگاهند. خیلی به رنکینگ ها توجه نکنید. در عوض یک راهکار اینه که سعی کنید به جای تکیه به نام دانشگاهها تمرکزتون رو بر نام اساتید بزارین. از دوستانتون در خارج از کشور بپرسید.

به طور مختصر و مفید: تا می تونید نمرات بالایی در زبان و GRE بگیرید٬ مدارکتون (CV و SOP و نامه به اساتید و توصیه نامه ها) رو به روش درست و اصولی آماده٬ دپارتمانها رو با دقت انتخاب٬ و با اساتید مورد علاقتون (هر چه زودتر بهتر) ارتباط موثر و مفیدی برقرار کنید.

 

۹۰: زمانهای تلف شده!

7-ways-your-wasting-time
گفته می شه یکی از تفاوتهای بارز میان آدمهای موفق و بقیه در فعالیتهاییه که ساعت ۸ تا ۱۰ شب انجام می دن. این زمان می تونه به نگاه کردن به تلویزیون سپری باشه یا با ورزش کردن. میشه اون رو صرف وبگردی های بی هدف کرد یا برای روز بعد آماده شد٬ مهارت جدیدی یاد گرفت٬ کتاب خوند و یا از مصاحبت یک دوست هوشمند لذت برد.

متفاوت از زمانهایی مانند ۸ تا ۱۰ که میشه براشون برنامه ریزی کرد٬ یک سری زمانهای دیگه ای وجود دارن که به نظر بی استفاده می مونن و هدر میرن یا به بطالت گذرونده میشن. وقتی خودتون رو به یک نفر معرفی می کنید٬ هنگامی که با یک دوست و همکار گپ کوتاه مدتی می زنید٬ هنگامی که همراه بازدید کننده از گروه یا دپارتمانتون هستید٬ وقتهایی که با یک غریبه صحبت می کنید٬ زمانهایی که با دانشجویان و اساتید گروههای دیگه در دانشگاه خودتون و یا مثلا کنفرانسها سر می کنید٬ زمانهایی هستند که٬ با وجودیکه اکثر ما به کشتنشون می دیم٬ می تونن حتی فراتر از زمانهای قابل برنامه ریزی برامون مثمر ثمر باشند. اثرات مثبت زمانهای مرده رو خیلی زود خواهید دید اگر به اهمیتشون پی ببرید و به طور هدفمند ازشون استفاده کنید چرا که اونها راه دیگه ای برای وصل شدن به آدمها و درنتیجه وصل شدن به فرصتها رو در اختیارتون قرار می دن.

دوستی تعریف می کرد که وقتی از هر دری با منشی گروه صحبت می کردیم ازم پرسید که برنامه م برای آینده چیه. بهش گفتم که به فعالیتهایی علاقمندم که تکنولوژی رو از دانشگاه به صنعت انتقال بده. به فکر رفت و گفت خیلی جالبه چون یکی اینجا هست که همین کارها رو انجام می ده و خیلی هم توی کارش خبره ست. بعد اسم و مشخصاتش رو داد. من هم باهاش تماس گرفتم و با هم قرار یک ملاقات با این شخص رو گذاشتم. منشی گروه به دلیل تجربه کاری قبلیش در یه جای دیگه از دانشگاه آدمهایی رو می شناخت که دقیقا همونهایی هستند که من نیاز داشتم ببینم.

مورد دوم هنگامی بود که تصمیم گرفتم به جای شوخی و خنده با هم گروهی ها از کارمون باهاش صحبت کنم و از کارهاشون سر در بیارم. صحبتهایی که منجر به یاد گرفتن راههایی شد که که بدون دونستن اونها باید ساعتها و روزها وقت خودم رو روی یک مساله میزاشتم.

شما چه زمانهای مرده ای دارید؟ در حال حاضر چگونه ازشون استفاده می کنید؟‌ آیا این زمانها قابلیت این رو دارند که به شما در رسیدن به اهدافتون کمک کنند؟‌ اگر جواب آری است٬ چه تغییراتی در طریقی که اونها رو سپری می کنید باید بدید؟

۸۹: تمنا یا ترس: سخنرانی جیم کری در مراسم فارغ التحصیلی MUM

سخنرانی جیم کری در مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه مدیریت ماهاریشی: (ترجمه معنایی و در عین حال بدون شک دارای نواقص فراوان است)

— من اینجا هستم تا بذری بیفشانم: بذری که به شما انگیزه خواهد داد تا در زندگی با قلبهایی پر از شوق و دید واضحی از یکپارچگی شما با جهان پیرامون به پیش بروید. اما سوال اینجاست که آیا این دانه فرصتی برای ریشه دوانیدن در وجود شما خواهد داشت!

— بعضی وقتها فکر می کنم تنها چیز مهم همینه: همین که به هم بگیم که ما اینجا با همیم.

— شما پیشگامان آگاهی و دانشید و موجی نو در اقیانوس بی کران امکانهای جدید در جهانی که تشنه ایده های جدید و راهبری های نوین است. جهانی که من در آن ۳۰ سال به فعالیت مشغول بوده ام.

— فکر می کنم آنچه که امروز با شما به اشتراک می گذارم می تواند در زندگی برایتان سودمند باشد. شما می تونید همه عمرتون دچار توهمات باشین و غصه راههای پیش روی آینده تون رو بخورین٬ با این وجود همه این راهها یا ریشه در ترس دارند یا عشق!

— خیلی از ما راه ترس رو انتخاب می کنیم٬ جهانی که در اون همه چیزهایی که می خوایم دور از دسترس ما هستند٬ و اونقدر نایافتنی که حتی تمنای اونها هم احمقانه به نظر میاد. به همین خاطر هیچ وقت اونها رو با جان و دل نخواستیم. من به شما می گم که من شاهد زنده ای هستم برای اینکه شما می تونید اون چیزی رو که می خواین از دنیا طلب کنین.

— پدر من می توانست کمدین بسیار موفقی بشه با این وجود فکر می کرد که این انتخاب درستی برای او نیست و به همین خاطر انتخاب محتاطانه ای کرد. با این وجود پس از مدتی از شغل مطمئنش اخراج شد و خانواده من مجبور شد برای بقا سختی های زیادی رو متحمل بشه. من از پدرم درس های بزرگی آموختم: یکی آنکه می شود در آن چیزی هم که دوست نمی داریم (و انتخاب مطمئن به حساب میاد) هم شکست بخوریم.

— در ۲۸ سالگی و پس از ۱۰ سال فعالیت حرفه ای به عنوان یک کمدین٬ شبی در لس آنجلس با خود اندیشیدم که هدف من از زندگی رها کردن مردم از دل مشغولیهاشون بوده… با این وجود خودم تنها کسی بودم که در بند دل مشغولیها موندم. به همین دلیل بود که به جستجوی عمیقی در خود پرداختم: چی می شد اگه من کلمانی می گفتم که مردم علاقه ای به شنیدنش نداشتند؟ چه اتفاقی میفتاد اگه در یک مهمونی من باعث شادی و تفریح همه نمی شدم؟

.

.

.

بقیه سخنرانی جذاب جیم را از ویدیوی بالا ببینید!

۸۸: تازه وارد

moving

علاوه بر نیاز به تطبیق با قوانین و محیط جدید٬ یکی از فرصتهایی (خواستم بنویسم یکی از مشکلات اما از دیدم این بیشتر فرصته تا مشکل) که در مهاجرت به شهر و یک کشور تازه به وجود میاد امکان آشنا شدن با افراد جدید و ساختن شبکه جدیدی از اطرافیانه. در غیاب گروه دوستانی که داشتین و نیازهای اجتماعیتون رو در معاشرت با اونها برطرف می کردین٬ در شهر جدید هم نیاز به افراد جدید در اطراف خودتون دارین تا نه تنها با اونها اوقات خوشی رو بگذرونید که از اونها یاد بگیرید و بهشون یاد بدین.

راهکار شما در صورت انتقال به یک شهر جدید چیه‌؟ از چه طریقی با محیط جدید مانوس می شین؟ از چه راههایی برای دیدن آدمها و معرفی خودتون استفاده می کنین؟ کجاها می بینیدشون؟ آیا منتظر می مونید تا خودش اتفاق بیفته؟‌ یا اینکه آگاهانه سعی در شناخت پیرامونتون می کنید؟ خیلی از ما منتظر می مونیم تا اتفاق بیفته٬ و تا مدتها غر این رو می زنیم که توی شهر سابق اینو داشتیم و الان نداریم و … اما راههایی هست که بشه بر اساس اونها آگاهانه با آدمها و در نتیجه با دنیای جدید سریعتر آشنا بشین.

در عصر جدید٬ آدمها خیلی بیشتر از سابق نقل مکان می کنن. این مساله در خارج از ایران و در کشورهای اروپایی و امریکایی هم نمود بیشتری داره. وقتی با افراد با تجربه صحبت می کنید می بینید که خیلی هاشون حداقل ۳-۴ شغل و بالتبع اون شهر و محل سکونتشون رو عوض کردن. بنابراین٬ برای بشر پیچیده امروزی٬ توانایی تطابق سریع با محیط پیرامون٬ هم یک مهارت و هم یک معیار موفقیت به حساب میاد.

در زیر راههای مختلفی رو پیشنهاد می دم که بتونید بر اساس اون سریعتر به دنیای جدید عادت کنین:

۱. با خودتون عهد کنین که هر روز سر صحبت رو با یک غریبه باز کنین. صحبت در مورد هر چیزی می تونه باشه از یک صبح به خیر ساده تا صحبت در مورد آب و هوا. بعد بسته به زمانی که دارین صحبت رو به شهر و فرهنگ اونجا بکشونین و مابین صحبتهاتون هم اشاره کنید که شما تازه واردین و دوست دارین در مورد اونجا بیشتر بدونین.

۲. از طریق اینترنت از مکانهای محبوب شهر جدید سر در بیارین و به اونجاها سر بزنین. در صورت امکان سر صحبت رو با مردم باز کنید.

۳. اگر دونده٬ فوتبالیست یا هنرمندین٬ و یا هر کار دیگه ای که بهش علاقه دارین٬ سعی کنید که آدمهای مرتبط رو پیدا کنید. این روزها در خارج از ایران این کار از طریق وبسایتهایی مانند meetup.com خیلی راحت شده. شما از طریق این وبسایتها می تونید به گروههایی ملحق بشین که در اونها افراد با علاقمندیهای مشابه به فعالیتهای مطلوبشون می پردازن. بسته به منطقه مورد سکونت٬ از گروهای مادرانی که برای بچه هاشون بافتنی درست می کنن تا علاقمندان به برنامه نویسی کامپیوتری خواهید یافت.

۴. غیر از علاقمندیهای خودتون٬ ببینید مکان جدید چه امکاناتی در اختیارتون قرار میده. مثلا اگه از جای گرمسیری به مکان سردسیری نقل مکان کردین٬ سرگرمیها و فعالیتها تفاوت خواهد کرد. فرمولش ساده ست: هر چیز جدیدی رو که ذره ای حس کنجکاویتون رو بر می انگیزه حداقل یکبار امتحان کنید. خوشتون اومد دوباره و اگه خوشتون نیومد اون رو متوقف کنید و سراغ فعالیت بعدی برین.

۵. از شبکه هم کاران٬ هم کلاسیها٬ دوستان برای ارتباط و وصل شدن به آدمهای جدید استفاده کنید.

۶. مهمونی بدین و از کسانی که دعوت کردین بخواین یکی دو تا از دوستانشون رو هم با خودشون بیارن.

فرصتها و آدمهای جدید کم کم شما رو به فرصتها و آدمهای جدید وصل خواهند کرد. بعد از یک مدت٬ شما باید شبکه ای از افراد مختلف رو در کنار خودتون داشته باشین که با اونها در فعالیتها و برنامه های مختلف شرکت کنید. توجه کنید که محدود کردن خودتون٬ مثلا فقط به جمع ایرانیها٬ شما رو از تمام چیزهایی که گروههای دیگه می تونن در اختیارتون قرار بدن محروم می کنه٬ و همینطور عده زیادی رو از شناخت شما و استفاده از تجربه هاتون.

نکته نهایی اینکه شناختن آدمهای جدید هیچگاه متوقف نمیشه. شما همیشه می تونید فعالیتهاتون رو با گروهی تقلیل بدین و به کار جدیدی برسین که به نظرتون جالبه. در تهایت٬ شما هستید که دوستان جدیدی برای خودتون دارین٬ تجربه های جدید رو آزمودین٬ و در دنیایی با معناتر و پربارتر زندگی می کنید.

 

۸۷: پرسشنامه: آیا شما دانشجوی موفقی هستید؟!

6ca5794c-f75e-4ca6-9058-c083401f4437

سوالات زیر مبنای علمی ندارند با این وجود عصاره ای از مطالبی هستند که در گروه و در زمانی بیش از یکسال گذشته به آنها پرداخته است. به سوالات زیر جواب دهید تا معلوم شود آیا دانشجوی خوبی هستید یا نه!

(مجموع نمرات = ۲۵)

۱. مثبت اندیشید. (۳)

۲. به آداب networking آگاهید و از هر فرصتی برای networking استفاده می کنید (۳)

۳. اهداف مشخصی دارید و هر از چند گاهی به بازبینی آنها می پردازید. (۲)

۴. به کارکرد شبکه های اجتماعی (Twitter و LinkedIn) و اهمیت آنها آگاهید و در آنها فعالیت می کنید. (۲)

۵. مواظب سلامتی خود هستید.(۲)

۶. از شیوه های مختلف افزایش کارایی استفاده می کنید. (۲)

۷. به فراگرفتن مهارتهای جانبی مانند مدیریت پول و سرمایه اهمیت می دهید! (۲)

۸. به جای تضعیف اعتماد به نفستان٬ در هر گام به دنبال استفاده از تجارب نامطلوب پیشین هستید. (۲)

۹. گروههای تحقیقاتی مرتبط با رشته خود را می شناسید و با تعدادی از آنها (نامه نگاری٬ کنفرانسها و …) در ارتباطید. (۱)

۱۰. از اتفاقات علمی مهم در رشته خود آگاهید٬ مجلات علمی را دنبال می کنید و در مورد رشته های مرتبط به حرفه اصلیتان مطالعه می کنید. (۱)

۱۱. CV یا Resume مرتب و به روزی دارید. (۱)

۱۲. در یک یاچند گروه علمی فعالید. (۱)

۱۳. برای رفتن به کنفرانسها اهمیت قائلید و در آنها با برنامه حاضر می شوید. (۱)

۱۴. کتاب (غیر درسی) می خوانید. (۱)

۱۵. به حرفه آینده تان فعالانه و نه منفعلانه می اندیشید٬ امکانهای مختلف را بررسی می کنید و اعتقاد دارید که کاریابی نباید به بعد از فارغ التحصیلی موکول شود! (۱)

۸۵: این دو مساله را در اولویت برنامه ریزیهای ۶ ماه مانده به موعد ارسال مدارک قرار دهید!

know در برنامه ریزی برای گرفتن پذیرش در کدام مرحله هستید؟ چه کارهای مهمی در کمتر از ۶ ماه مانده به پروسه apply باید انجام دهید؟ مهمترین تمرکز شما بر روی کدام قسمت از پروسه باید باشد؟

در مطالب متعددی به اهمیت زمان بندی در برنامه ریزی برای اقدام برای ادامه تحصیل اشاره کرده ام. نکات مهم را هم در ویدیوی زیر به تفصیل توضیح دادم:

به دلایل زیر بیشترین تمرکز شما در ۲-۳ ماه آینده باید بر روی به پایان رساندن موفقیت آمیز دو امتحان زبان (IELTS یا TOEFL) و امتحان تعیین سطح علمی GRE باشد.

۱. بنابر تجربه کار کردن با تعداد زیادی از علاقمندان به ادامه تحصیل٬ مقدار زیادی از رمان چند ماه پایانی به مطالعه دانشگاههای مختلف و مکاتبه با دپارتمانها و اساتید می گذرد که بر عکس تصور عامه هم زمان برو هم انرژی بر است. بنابراین ماههای پایانی به هیچ وجه زمان مناسبی برای آمادگی برای این امتحانات نیست.

۲. قضاوت مدارک شما در دپارتمانهای مختلف تا حد زیادی بر اساس نمرات زبان و GRE شما صورت می گیرد. پر واضح است که بقیه مدارک مانند نمرات دوران لیسانس و یا پروژه هایی که انجام داده اید و یا آشناییهای قبلی با اساتید مورد علاقه اتان در اخذ پذیرش مهم و تاثیرگذارند٬ با این وجود به دو امتحان TOEFL و GRE به عنوان دو آزمونی نگریسته می شوند که می توانند به عنوان معیار و استانداردی برای مقایسه و تمایز بین دانشجویان مختلف از کشورها و دانشگاههای گوناگون استفاده شود. بنابراین برنامه ریزی برای گرفتن نمرات بهتر در این دو سرمایه گذاری ارزشمندی است.

۳. به اهمیت این دو آزمون در بالا اشاره شد. با این وجود شما ممکن است به هر دلیلی دفعه اول عملکرد درخشانی از خود به جا نگذارید و نمره مقبولی نگیرید. با در نظر گرفتن این نکته٬ بهتر است پیش بینی لازم برای مقابله با آن نیز صورت بگیرد بدین طریق که به صورتی برنامه ریزی کنید که فرصت جبران احتمالی امتحان اول را داشته باشید.

۴. اگر برای این امتحانات دیر اقدام کنید٬ به احتمال زیاد و با درنظر گرفتن فشار کاری در یکی دو ماه آخر به موعد اقدام برای دانشگاهها عملکرد شما معمولا تغییر قابل قبولی نخواهد کرد.

۵. برنامه ریزی برای این دو امتحان فشار کاری را از روی شما خواهد کاست و به شما وقت بیشتری برای رسیدگی به بقیه کارهایتان خواهد داد.

۶. هر چه زودتر از نمرات خود آگاه شوید انتخاب دانشگاهها و گروههای نیز که باید برای آنها اقدام کنید آسانتر خواهد شد. در اکثر دانشگاهها روال بر این است که شما٬ حتی در صورت تایید و حمایت استاد راهنما٬ باید حداقل نیازمندیهای آکادمیک آن دانشگاهها را برای ورود بر آورده کنید. اگر نمره شما پایین تر یا بالاتر از آنچه این دانشگاهها از شما می  خواهند باشد می توانید لیست دانشگاه را عوض کرده و یا توان چانه زنی بیشتری پیدا کنید و  یا حتی انشگاههای با رتبه بالاتری را در نظر بگیرید.

۸۴: گروههای دانشجویی: تشکیل یک تیم

team-engaged

معضلی که هر گروهی برای شروع فعالیش با اون مواجه هست جذب اعضای جدیده. این نه تنها در مورد گروههای دانشجوی بلکه برای کمپانی های بزرگی مانند فیسبوک هم صدق می کنه. اینکه شما قانع بشید که از سرویس خاصی استفاده کنید و یا اینکه در برنامه یا فعالیت خاصی شرکت کنید. مساله وقتی بغرنج میشه که نه تنها افراد مختلف از وجود یک گروه بی خبرن بلکه انگیزه ای هم برای خبر گرفتن از اون ندارن. قاعدتا جذب یک دانشجو که آگاهانه دنبال فرصتها و گروههایی می گرده تا با فعالیت در اونها تواناییهای مختلف خودش رو گسترش بده راحت تر از کسی خواهد بود که اعتقادی به این نوع فعالیتها نداره.

نکته شماره ۶: از ویژگیهای بنیادی یک دانشجوی موفق تلاش و جستجوی آگاهانه برای خلق یا یافتن موقعیتها و فرصتهاییه که به وی در زندگی حرفه ای کمک کنه!

به اولین اقدامم در مورد دعوت از دانشجویان برای گردهم آیی  در یکی از اتاقهای دپارتمان تنها یک نفر پاسخ مثبت داده بود.  بعدها که همون شخص در جلسات گاهی گداری حاضر می شد چندین بار با درخواست استفاده از اختیاراتم و و خواستن عذرش از گروه مواجه شدم که هیچ وقت به این کار تن در ندادم.

در قدم بعدی تصمیم به صحبت رو در رو با آدمهایی گرفتم که می دونستم علاقمند به این کار هستند. پیش از اون٬ اطلاعات خودم را با خوندن تمام قوانین مرتبط بر روی وبسایت OSA به روز کردم. خوندن این قوانین خیلی به من کمک کرد.

نکته شماره ۷: شما تنها زمانی می تونید بقیه رو قانع به انجام کاری کنید که خودتون اون هدف رو آگاهانه انتخاب کرده باشید٬ منصفانه جوانب مختلفش رو بررسی کنید٬ و بدون تبعیض یا جانب داری اون رو با دیگران به اشتراک بزارید و آخر سر انتخاب رو به خود اونها واگذار کنید. اعضایی که به خواهش و تمنا و یا اصرار به گروه یا فعالیتی ملحق شوند٬ مفید و راهگشا نخواهند بود٬ به وزن تیم شما اضافه نمی کنند٬ مقدار زیادی از انرژی شما رو به خودشون مشغول می کنند و با اولین اتفاق از گروه جدا خواهند شد. 

در آینده بچه ها هر گاه سوالی داشتن بدون اینکه به خودشون زحمت بدن به من مراجعه می کردن و بدین وسیله من در جریان همه اتفاقات قرار می گرفتم. یک جورهایی من شده بودم نماینده OSA بین بچه های دپارتمان.

در صحبت با هر کدام از اعضا سعی می کردم براشون توضیح بدم که ضویت در این گروه میتونه براشون چه منافعی داشته باشه. چون به سازمانی شناخته شده و با پتانسیل بالا  ملحق می شدین دست من هم برای توضیح امکانات مختلف این نهاد علمی باز بود. دوباره ایمیلی اماده کردم و برای همه فرستادم: این بار یکی دیگه از بچه ها که سابقه چنین کارهای رو داشت ابراز علاقه کرد. خبر خوبی بود چون نه تنها  وزنه قرص و محکمی به حساب میومد بلکه دارای روابط عمومی خوبی بود و در دپارتمان فیزیک هم از اعتبار بالایی برخوردار بود.

دل مشغولی تعداد زیادی از بچه ها این بود که این نهاد به تحقیقات اپتیکی اشتغال داره و برای اونها که در زمینه های تحقیق دیگه ای مشقول به کار بودن نمی تونست مفید باشه. نگرانی کاملا به جایی بود چون مثلا به عنوان اعضای گروه دانشجویی وابسته به جامعه اپتیک امریکا می تونستیم از تخفیفهایی برای حضور در کنفرانس استفاده کنیم که برای بسیاری از اعضا به درد نخور می نمود. بنابراین برای اقناع نظر این افراد با OSA وارد لابی کردن شدم تا اونها هم بپذیرن که حمایتهایی که از ما صورت می دن صرف انجام فعالیتهای علمی بشه و لزوما نیازی نباشه که این فعالیت علمی در راستای علم نور باشه. با موافقت OSA تونستم موافقت تعدادی اعضای دیگر رو هم بگیرم و به این ترتیب تیم ۵ نفری ما برای تشکیل گروه دانشجویی وابسته به OSA تشکیل شد. به دلیل همین استراتژی اعضای جدیدی در ادامه به ما پیوستند.

نکته شماره ۷: تاکید بر این نکته ضروریه که مهمترین نیاز اعضای گروه برای فعالیت آگاهانه و دلشوزانه در یک گروه از همان ابتدا باید برآورده بشه: فعالیتهای معنادار و اثر گذار که به لحاظ حرفه ای و شخصی به اعضا کمک کنه و هم این امکان رو در اختیارشون بزاره که بر جامعه پیرامون خود اثر مثبتی بر جا بگذارند.